سنگبری‌های استان تعطیل می‎شوند

مدیریت اقتصادی فارس کاری جز به تعطیلی کشاندن بخش تولید ندارد

سعید نظری:.................................................................................................

وقتی استاندار وقت فارس در سال 92 از اختصاص 5 میلیارد تومان اعتبار برای مطالعات امکان سنجی و شناخت مزیت‎های معدنی این استان خبر داد، نگارنده در یادداشتی در همین وبلاگ به بررسی برخی از زوایای ضعف ساختار بخش معدن استان پرداخت اما حالا با اعلام تعطیلی 420 واحد سنگبری در نقاط مختلف استان معلوم شد همچنان مدیریت صنعت و معدن و تجارت فارس قادر به شناخت و حل مساله در این حوزه نیست و به نظر می‎رسد این مدیریت نیازمند بازشناسی ظرفیت‎های خود برای فعالیت موثر در این استان است.

آمار نشان می‎‌دهد شاکله تولید در استان فارس از هم پاشیده و استمرار شرایط موجود نمی‎تواند به حفظ اشتغال موجود و ایجاد شغل‏‎های جدید کمکی کند و باید هر روز شاهد اخبار ناگواری در خصوص تعطیلی بخشی از فضای تولید در فارس باشیم.

تحرکات لاک پشتی سیستم دولتی در استان فارس نشان می‎دهد که این منطقه قادر به درک مطالبات اقتصادی سرمایه‎گذار نیست، بنابراین فاقد قدرت جذب سرمایه گذار است و علاوه بر برخی ناملایمات سیاسی، وجود قوانین دست و پا گیر دولتی در حوزه صدور مجوزها، وضعیت انواع مالیات و عوارض و نیز ناهمگونی مدیران دولتی مرتبط، عملا تامین سرمایه را برای صنعتگران و فعالان بخش معدن غیرممکن کرده است.

وجود نگرش اقتصادی حاکم بر فارس مبتنی بر اقتصاد درون زا و بدون توجه به واقعیات بازار رقابتی سم مهلکی است که دامن بخش تولید در استان فارس را گرفته و مسئولان به جای نوش دارو، تزریق مسکن‎های غیر شفابخشی همچون تسهیلات گران قیمت بانکی برای چنین واحدهایی دنبال می‎کنند. آنچه از مدیریت اقتصادی استان خصوصا در بخش صنعت، معدن و تجارت با بدنه کارشناسی که به نظر می‎رسد قادر به درک مشکلات بخش تولید فارس نیست، مشاهده شده آماری جز تعطیلی روز افزون واحدهای تولیدی نیست. گویی مدیریت اقتصادی استان کاری جز به تعطیلی کشاندن بخش تولید ندارد.

اخبار واحدهای سنگبری نشان می‎دهد که این واحدها به دلیل ماهیت وابسته‎ای که به معادن استان دارند، باید چالش‎های آنان را در قالبی مشترک با صنعت و معدن مورد بررسی و ارزیابی قرار داد. آنچه این روزها در اخبار و تحت عنوان تعطیلی 420 واحد کارگاهی سنگبری و حذف حداقل 4500 فرصت شغلی مستقیم اعلام شده، رابطه نزدیکی با حال و روز بخش صنعت و معدن فارس دارد و نباید این موضوع را خارج از مشکلات کلان مدیریتی و اقتصادی استان بررسی کرد.

پشت پرده این آمار دهشتناک تنها حذف 4500 فرصت شغلی که با خون جگر در استان ایجاد شده نیست، بلکه عملا صدای الرحمان صنعت فرآوری محصولات معدنی است که به گوش می‌رسد و می‎توان به راحتی پیش بینی کرد از کنار آن سالانه میلیاردها دلار سرمایه مردم فارس از دل خاک جدا شده و با خام فروشی تقدیم کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و ترکیه می‎شود.

شاید موفق‎ترین تجربه در حوزه معدن و صنایع فرآوری آن به خصوص سنگ را در سالیان اخیر در کشور ترکیه بتوان جستجو کرد که با بهره گیری از تجارب کشورهای توسعه یافته و انتقال دانش و فناوری موفق شد سهم خود را در بازار سنگ‎ دنیا ارتقا دهد و با صادرات سنگ فرآوری شده و جلوگیری از خام فروشی، سهم این صنعت را در تولید ناخالص داخلی خود بهبود بخشد. علاوه بر این کشورهایی همچون چین، چند کشور حوزه آفریقا و هندوستان نیز توانستند با مدرن سازی صنعت فرآوری سنگ و بهبود شاخص‌های بهره‌وری در این صنعت همچنان پیشتاز صادرات سنگ در دنیا باشند.

نگارنده بر این باور است که آنچه در معادن و صنایع وابسته آن در استان فارس رخ می‎دهد از وضعیت کلی صنعت این استان جدا نیست و نسخه شفا بخش همه را باید در ارتقا نرخ بهره وری جستجو کرد. در شرایط رقابتی بازار و با وجود رقبای سرسخت خارجی، ساختار سنتی صنایع فرآوری سنگ که حتا در متن خبر از آنها به عنوان کارگاه یاد شده، طبیعی است که امکان بقا وجود نداشته باشد.

بدون هر تعارف باید بپذیریم ساختار صنعت فارس و به ویژه صنایعی همچون صنعت فرآوری سنگ در این استان فرسوده است و نرخ بهره وری در بدترین شرایط ممکن جدول قرار دارد بنابراین امکان رقابت با بازارهای جهانی را ندارد.

ارتقا نرخ بهره وری مهمترین راه ممکن برای حضور در بازارهای جهانی و رقابت پذیر کردن کالاهای تولیدی استان فارس است. به منظور ارتقا نرخ بهره وری به ویژه در صنایع سنگ نیازمند گسترش حوزه علم و دانش  و نیز پیوند صنعت و دانشگاه هستم. مساله زمانی روشن تر میشود که بدانیم دانشگاه‎های استان هیچ کورس و صندلی تدریسی در حوزه صنایع معدنی ندارند و به قول بازیگر فیلم سینمایی آژانس شیشه‎ای (رضا کیانیان): این یعنی کشک!

ارتقا نرخ بهره وری با هدف افزایش کیفیت و کاهش هزینه‎های تولید و به تبع رقابت پذیر کردن تولیدات نیازمند توسعه تکنولوژیک بخش صنعت، ارتقا و آموزش منابع انسانی، توسعه مراکز آموزش عالی و کاربردی مرتبط، ارتقا سطح سرمایه گذاری‎، توسعه مراکز کنترل کیفیت همچون تبین استانداردهای مرتبط و ایجاد مراکز آزمایشگاهی توسعه یافته، بهبود زیرساختهای اقتصادی استان همچون صنعت حمل و نقل ارزان و در نهایت ایجاد شبکه‎های بازاریابی بین المللی است.

پیش از این بارها طرح ایجاد شهر سنگ در شمال و یا شرق استان با مشارکت کشورهای توسعه یافته و صاحب فناوری در نشست‎های مطبوعاتی مسئولان پیشین مطرح شده بود که می‎توانست به بخش قابل توجهی از نیازهای استان برای ارتقا نرخ بهره وری در حوزه تکنولوژیک و انتقال دانش و فن پاسخ دهد اما این موضوع ظاهرا در کش و قوس‎های قوانین و سیستم دولتی برای جذب سرمایه گذار معطل مانده است.

متاسفانه مدیریت صنعت، معدن و تجارت استان فارس در طول 15 سال گذشته نتوانسته به سند قابل اتکا و عملیاتی در حوزه توسعه تکنولوژیک و تامین دانش فنی در بخش تولید استان دست یابد. علاوه بر این دانشگاههای استان نیز نتوانستند پاسخگوی نیازهای بخش تولید در حوزه دانش فنی و تامین نیروی انسانی ماهر و متخصص باشند.

به رغم وجود اراقام قابل توجه سپرده‎های مردمی در بانک‎های فارس، تسهیلات بانکی به دلیل نرخ بالای بهره و نیز عدم همراهی مدیریت بانک‎ها با بخش صنعت و معدن برای تولیدکننده گران و فاقد صرفه است و نمی‎تواند به بهبود فضای تولید و کسب و کار کمک کند.

وقتی بانک‎های استان فارس در قبال سپرده یک میلیارد تومانی ماهیانه 24 تا 29 میلیون تومان سود بدون ریاضت و مالیات به سرمایه دار پرداخت کرده و در همین حال در قبال پرداخت همین میزان تسهیلات بیش از 36 میلیون تومان بهره از واحد تولیدی طلب می‎کنند،  طبیعی است که میل به تولید و کار در استان فروکش کند.

استاندار فارس باید در گام نخست ذهنیت‎های فعالان مدیریتی و اقتصادی استان را از نگرش موجود به سمت مفهوم صرفه اقتصادی و بهبود بهره وری تغییر دهد. نگرش مبتنی بر جذب سرمایه و سرمایه‎گذاری با نگاه غالب بر استان که همه چیز را در ایجاد گروه‎های خیریه مثل خیرین مسکن ساز و خیرین بیمارستان ساز دنبال می‎شود، تفاوت ماهوی دارد و طبعا زمانی سرمایه گذاری مولد و کارآفرین ایجاد می‎شود که بهره اقتصادی برای سرمایه‎گذار به دنبال داشته باشد.

استاندار فارس اگر موفق به تغییر ذهنیت‎های حاکم بر فضای مدیریتی و اقتصادی استان شود که کار و کارآفرین صاحب ارزش شوند و رفتار نزول خوارانه بانک‎ها تقبیح شود، می‎توان فرجام خوبی برای آینده استان پیش بینی کرد.

به اعتقاد نگارنده استاندار فارس باید کمیته‎ای کارشناسی را مسئول رسیدگی و ارزیابی اسناد توسعه‏ای استان با شرایط موجود کند تا مشخص شود بدنه کارشناسی و مدیریتی این استان در حوزه اقتصاد چقدر توان عملیاتی برای ارتقا شاخص‎های توسعه‎ای فارس دارد و سپس برای آینده مدیریتی استان تصمیم سازی کند.  

[ سه شنبه دهم شهریور ۱۳۹۴ ] [ ۲۱:۴۸ بعد از ظهر ] [ سیمرغ ]

نقدی بمناسبت هفته دولت؛

دولتمردان فارس، پشتوانه اجتماعی دولت را فراموش کرده‌اند!

سعید نظری.............................................................................................

دولت تدبیر و امید در حالی ایام گرامیداشت سومین هفته دولت را در عمرکاری خود پشت سر می‌‌‎گذارد، که کارشناسان سیاسی و صاحب نظران معتقدند این دولت به رغم موفقیت‌هایش در عرصه دیپلماتیک و اقتصاد اما همچنان در امکان ارتباط گیری با پشتوانه های اجتماعی خود با چالش جدی روبرو است.

این موضوع بیش از هر استانی در  فارس نمود پیدا کرده و به نظر می رسد پشتوانه‎های اجتماعی دولت تدبیر و امید در این استان جایگاهی در تصمیم سازی‎ها و اداره استان ندارند. استاندار اول دولت تدبیر و امید در استان فارس به رغم همه حمایت‌های حامیانش از جمله نگارنده، اما به مدد مشاوران نابخرد و تنگ نظرش هیچ گاه نتوانست علیکی شایسته به سلام پشتوانه‎های پویای دولت پاسخ دهد و استاندار فعلی نیز در لاک خود همچنان مبهوت فضای سیاسی فارس است.

اگر بپذیریم که نخبگان، روشنفکران، دانشجویان و دانشگاهیان، احزاب اصلاح طلب و فعالان رسانه مهمترین پشتوانه‎های اجتماعی دولتند لذا نشانه‏های بارزی در رفتار جناح سیاسی مخالف دولت در استان فارس وجود دارد که غربت حامیان دولت تدبیر و امید را بیش از هر جای دیگر به تصویر کشیده است.

انتشار استعفانامه عجیب رئیس سابق اداره آموزش و پرورش خفر که بر خلاف رویه‎های قانونی و اداری معمول به جای رییس اصلاح طلب سازمان آموزش و پرورش فارس خطاب به نماینده مردم جهرم در خانه ملت و از مخالفان سرسخت دولت نگاشته شده بود، یکی از مهمترین شاهد مدعا بر دوران فترت پشتوانه اجتماعی دولت در استان فارس است.

انتشار استعفای رییس یک اداره دولتی در بخشی کوچک از فارس نشان داد که نمایندگان مجلس بر خلاف نص صریح قانون اساسی تا چه اندازه در دولت تدبیر و امید در شهرستان‎ها رخنه کرده و با دخالت مستقیم خود هم راه نظارت سالم را بر دولت بسته‎اند و هم عملا دست دولت را برای به کارگیری حامیانش و همفکرانش در عرصه مدیریت. این رفتار زمانی بغرنج می‎شود که بدانیم دولت قبل از صدر تا ذیل ارکان مدیریتی خود را بدون توجه به شاخص‎های شایسته سالاری سخاوتمندانه بین حامیان خود تقسیم کرده بود و هیچ یک از نمایندگان استان اعتراضی به آن رفتار نداشتند و حتا در جلسات شورای اداری استان با حضور رئیس جمهور وقت در شیراز جایی جز پایین جلسه برای برخی نمایندگان تصور نمی‎کردند.

علاوه بر این استمرار فعالیت بیش از 17 فرماندار سر سپرده به جریان انحرافی محمود احمدی نژاد در استان فارس و به تبع آن تسخیر بخشداری‎ها و شهرداری‎ها توسط جریان‏های انحرافی و پایداری در استان رنج حامیان دولت را دو چندان کرده، این در حالیست که دولت به سرعت به پایان عمر خود نزدیک میشود و مخالفان دولت امیدوارند بتوانند با حفظ شرایط فعلی، حامیان دولت را خسته و در انتخابات بعدی ریاست جمهوری به سادگی حسن روحانی را ضربه فنی کنند. فعالان سیاسی و کارشناسان صاحب نظر مصرانه نگران آینده مدیریت در استان فارس به خصوص در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی هستند.

به اعتراف استاندار سابق فارس وجود 75 امام جمعه مخالف دولت که هر هفته در بلندگوهای نمازجمعه دستاوردهای دولت را با تازیانه نقد نواخته و فشار را بر چند فرماندار نزدیک به دولت سخت کرده‏اند و هر تحرک حامیان دولت با تحریک نزدیک ائمه جمعه در شهرستان‎ها تعطیل میشود.

وجود اعتبارات چند صد میلیاردی فرهنگی در نهادهایی همچون شهرداری شیراز و صداو سیمای فارس و حمایت‎های میلیاردی از رسانه‎های دیجیتال مخالف دولت و کانون و انجمن‎های فرهنگی ـ مذهبی وابسته به جبهه پایداری در راستای تقویت مخالفان دولت علنا عرصه را بر حامیان دولت تنگ‎تر کرده است.

برگزاری مستمر و پایان ناپذیر برخی اجلاسیه ها و کنگره‎ها بنام اهلبیت و شهدای دفاع مقدس با دعوت از سخنران بارز مخالف دولت همچون حجج اسلام سیداحمد خاتمی، حمیدرسایی، طائب، علیرضا زاکانی، کامران باقری لنکرانی و ... در کنار کنگره‎های شاخص انتخاباتی احزاب رقیبی همچون موتلفه اسلامی، جبهه پایداری و جامعه اسلامی مهندسان به محافل ضد دولت تدبیر و امید در استان تبدیل شده در حالیکه جناح حامی دولت حتا برای یک نشست با حضور مدیران ارشد دولت و برخی معاونان رییس جمهور یا با پلمپ سالن سخنرانی روبرو شده و یا حادثه ای مشابه حمله به علی مطهری را پیش رو دارد و یا سخنرانش قبل از ورود به فرودگاه آیت الله دستغیب شیراز با اولین پرواز به تهران دیپورت میشود.

دو خبرگزاری نزدیک به دولت که همچنان روسای وابسته به جریان فکری احمدی نژاد را در فارس حفظ کرده‎اند، بیش از آنکه منادی موفقیت‎های دولت و منعکس کننده بازتاب آن در جامعه باشند، به تقویت دیدگاه دلواپسان پرداخته و گزارش تصویری و خبری از اجلاسیه و نشست‎های ضد دولتی مخالفان دولت را پوشش می‎دهند. این در حالیست که روزنامه نگاران حامی دولت خانه نشین شده و تنها یک روزنامه شیراز تا حدی خود را موظف به حمایت از دولت دانسته و مابقی روزنامه‎های خصوصی همچنان در پس تهدیدهای مخالفان دولت، آزادی بیان را به دست نیاورده اند و تیترهای روزمره‎اشان چیزی کمتر از کیهان ندارد.

دانشگاه به عنوان قطب محرک جامعه برای حمایت از دولت تدبیر و امید پس از سه سال تلاش و مبارزه برای تغییر مدیریت دانشگاه علوم پزشکی شیراز با تمدید حکم دکتر محمدهادی ایمانیه همچنان در بهت و حیرانی بسر می‏برد. سرخوردگی ناشی از تمدید حکم محمدهادی ایمانیه در بین جامعه دانشگاهی اوج بی اعتمادی دولتمردان فارس به جریان پشتیبان دولت تدبیر و امید در استان فارس بود.

احزاب اصلاح طلب و حامی دولت نیز شرایط بهتری ندارند. خانه احزاب یا مجموعه ای همچون آن عملا در فارس وجود ندارد، بر اساس بررسی انجام شده هیچ حمایت مالی از آنها صورت نمی‎گیرد و حتا امکان استفاده از سالن‎ها یا مجموعه‎های موجود شهر برای برگزاری نشست‎های رسمی و روتین خود ندارند. این در حالیست که بسیاری از امکانات دانشگاه‎های شیراز به راحتی در اختیار جریان رقیب قرار می‎گیرد و هیچ محدودیتی برای رقیب در امکان استفاده از امکانات دولتی وجود ندارد.

شرایط مناسب و عادلانه در آستانه انتخابات مجلس برای فعالیت حامیان دولت و پشتوانه های اجتماعی دولت تدبیر و امید وجود ندارد. در حالیکه رقیب آخرین امکانات موجود استان را برای یکه تازی در انتخابات به دست آورده و وضعیت نگران کننده ترکیب شورای نظارت بر انتخابات در استان فارس و وابستگی آنان به جریان احمدی‎نژاد، هر بارقه امیدی را در دل حامیان دولت برای مشارکت عادلانه در انتخابات آتی خاموش می‎‎کند.

انتظار است دولتمردان تدبیر و امید با تغییر رویه و شرایط مدیریت استان عملا امکان مشارکت حامیان دولت در انتخابات را فراهم کنند و نور امید در دل حامیان دولت امید بتابند. بدیهی است تغییر شرایط مجلس اینده بدون جلب مشارکت حامیان دولت وجود ندارد.

[ شنبه هفتم شهریور ۱۳۹۴ ] [ ۲۳:۲۶ بعد از ظهر ] [ سیمرغ ]
با نیم نگاهی به چالش دعوت به عرق سگی؛

جامعه جوان شیراز سکولار می شود؟

سعید نظری ............................................................................................

چالش مشهور به «سطل آب سرد» در بین سینماگران و ورزشکاران مشهور دنیا یادتان هست؟ همان که به بهانه مبارزه با نوعی بیماری عصبی و عضلانی و در حمایت از این نوع بیماران دو سال قبل در دنیا نظر خیلی از جوانان را به خود جلب کرد! حالا اما جوانی کم سن و سال پیکی مشروب به دست با تقلید ناکوک لهجه خوش شیرازی مقابل دوربین تلفن همراه سعی می‌کند، دوستان جوانش را به مصرف مشروبات الکی دست ساز دعوت کرده تا به تقلید از چالش سطل آب سرد، چالشی جدید با عنوان چالش دعوت به عرق سگی را راه انداخته باشد.

اخیرا کلیپ‌های متعددی با عنوان چالش دعوت به خوردن عرق سگی مشخصا با تقلید دست و پا شکسته لهجه شیرازی در فضای مجازی دست به دست میشود تا در سکوت سرد رسانه‎ها و جامعه شناسان و روانشناسان و فعالان فرهنگی، چالشی جدید را برای جامعه جوان شیراز رقم زند.

اگر روزی فکر و اندیشه‎ای به منظور حمایت از چالش یک سطل آب سرد دنیای سینما و ورزش را فرا گرفت تا به ریشه کنی نوعی بیماری کمک کرده باشد، حالا معلوم نیست کدام تفکر چالش دعوت به مصرف عرق سگی یا همان مشروبات الکی دست ساز را در بین جامعه شیرازی به راه انداخته؟ و کدام اهداف را در بین جوانان دنبال می‎‌کند؟

با نیم نگاهی حتا به نحوه نامگذاری این چالش و استفاده از الفاظ چندش آوری همچون «عرق سگی» و تقلید دست و پا شکسته لهجه خوش شیرازی در بین برخی جوانان شاید بتوان دریافت در پشت این رفتار جوانانه و ساده انگارانه واقعیاتی از جامعه جوان کلان شهر شیراز خوابیده که برنامه ریزان دولتی و غیر دولتی را به مداقه در آن وا می‎دارد.

چندی پیش آماری به نقل از یکی از دانشگاههای کشور در فضای مجازی و رسانه های دیجیتال منتشر شد که شیراز را به عنوان نخستین شهر سکولار کشور در بین جوانان معرفی کرده بود. این آمار اگرچه به شدت از سوی نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه شیراز به چالش کشیده شده و با این بهانه که از سوی یک دانشگاه درجه دو کشور منتشر شده، غیر واقعی دانسته شد اما آیا جای بررسی و تامل بیشتر نداشت؟

اگرچه در این گزارش آماری اشاره‎ای به شاخص‎های مورد بررسی نشده بود و برخی کارشناسان معتقدند میزان نشر سکولاریسم در بین یک جامعه را نمی‎توان به راحتی با شاخص‎های کمی و آماری مورد سنجش قرار داد اما برخی رفتارها و آمارهای رسمی همچون نمودار رشد آمار طلاق، آمار مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی کشف شده توسط دستگاه‎های انتظامی، استقبال یا عدم استقبال جوانان از برنامه‎های مناسبتی و … بیانگر سمت گیری مشهود اعضای یک جامعه به سمت ارزش‏های دینی و یا سکولاریسم است.

بروز برخی اتفاقات همچون شادی‎های بعد از پیروزی تیم‎های ورزشی در گذرگاه‎های عمومی مثل بلوار شهید چمران و نیز نوع برگزاری مختلط برخی از میهمانی‎های عروسی و جشن تولد و … در باغات غرب شیراز که بارها از سوی مسئولان انتظامی مورد اشاره واقع شده، نشان می‎دهد آمار انتشار یافته در خصوص سکولاریسم لااقل در شهر شیراز اگرچه در نحوه ارائه آن با انتقاداتی روبرو است اما باید به عنوان زنگ خطری جدی مورد بررسی و مداقه قرار گیرد.

در حالی که حاکمیت تلاش می‎کند بر مبنای وجود تعداد قابل توجهی از بقاع متبرکه امامزادگان در شیراز، این شهر را به عنوان پایگاهی فرهنگی ـ مذهبی تحت نام «سومین حرم اهلبیت» در افکار عمومی تثبیت کند، تا آنجا که گردشگران را با نام «زائر اهلبیت» در تبلغات معرفی می‎شود. این سیاست سومین حرم اهلبیت در شیراز که از سوی رهبر معظم انقلاب مطرح شده بیش از آنکه در برنامه ریزی فرهنگی برنامه ریزان مورد عنایت قرار گیرد، در بیلبوردهای تبلیغاتی و بیان مجریان رادیو و تلویزیون فارس خودنمایی می‎کند و نمی‎توان مشخصا به سیاست مشخصی برای تامین ریرساخت‎های نرم افزاری و سخت افزاری آن اشاره کرد.

در چنین شرایطی و با وجود امکانات گسترده ارتباطی و دسترسی آسان و خارج از کنترل جوانان به شبکه‎های مجازی ایجاد انحراف فکری در جوانان بسی سهل و اسان می‎نماید. بنابراین شاید نتوان به قطع و یقین گفت که شیراز به سکولاریسم رسیده اما می‎توان میزان سرعت جوانان این شهر در دین گریزی و نزدیک شدن به مرزهای سکولاریسم را بررسی کرد.

به نظر نمی‎رسد به سادگی بتوان از تغییر ذائقه اجتماعی نسل‎های مختلف عبور کرد و با نفی هر آماری فقط صورت مساله را پاک کنیم و با مشاهده چند کنگره و تجمع مذهبی که معمولا با حمایت اعتبارات دولتی برگزار می‎شود، آنچه را زیر پوست شهر اتفاق می‎افتاد کتمان کرد.

[ شنبه هفتم شهریور ۱۳۹۴ ] [ ۲۳:۱۵ بعد از ظهر ] [ سیمرغ ]
گمشده در دود! قلیان با طعم فوتبال و سیاست!
سعید نظری..............................................
وقتی چند شب قبل توی سرمای هوا و زیر شرشر باران نوبت به من رسید، تا خواستم پولم را به پاچال دار بدهم، پسرک جوانی حدود ۱۸ یا ۱۹ ساله جلویم ظاهر شد و با اندکی احترام گفت: «حاجی! نوبت ماس …».

گفتم: «این ۴۵ دقیقه سرما که توی صف نان بودم، شما را ندیدم»، نگاهی عاقل اندر سفیه به من انداخت و با چشم به پیکانی که کنار خیابان پارک شده بود، اشاره کرد و گفت: «حاجی! ما تو ماشین داشتیم قلیان می کشیدیم …». هیچ چیزی برای گفتن نداشتم جز اینکه در میان نگاه همه آنان که در صف بودند، خودم را عقب کشیدم تا جوانک وارد صف شود.

توی همین حال به کنار خیابان نگاه کردم. سایه سیاه سه جوان نشسته در پیکان و قرمزی زغال سرقلیان شان در آن تاریکی و سرمای شب، خود نمایی می کرد.

پس از آن به دلم افتاد فارغ از همه نگرش های جامعه شناسی و روانشناختی، ساعاتی را با جوانان علاقمند به قلیان بگذرانم. مدت هاست مجوز قهوه خانه های سنتی بی هیچ دغدغه ای صادر می شود تا آنجا که در مسیر کوتاهی مثل بلوار گلستان حد فاصل چهارراه ادبیات تا میدان گلستان می توان ۶ قهوه خانه سنتی با شکل و شمایل مختلف پیدا کرد.

امشب خودم را به یکی از قهوه خانه های سنتی دعوت کردم. چند شب قهوه خانه های مسیر را زیر نظر گرفتم؛ در میان قهوه خانه های سنتی فعال سراغ آنی رفتم که برآوردهایم نشان می داد از همه شلوغ تر است.

تخت های چوبی و فلزی کوچک و بزرگی با جاجیم های قرمز رنگ قشقایی بافت، در هر گوشه قهوه خانه، وزن سنگین و سبک مهمانان را به دوش می کشید و من هم همچون دیگران بر یکی از آنان سوار شدم. همه تلاش قهوه چی برای سنتی نشان دادن قهوه خانه اش به همین میز ختم شده بود. هیچ خبری از ظروف گلین و سفالی و سفره های قلمکار متقال نبود و آب معدنی بسته بندی شده جای تنگ و پارچ قدیم را گرفته بود.

هوای دودآلود قهوه خانه همچون بخار حمام های سنتی مانع از آن می شد تا مشتریان تخت های کناری را به راحتی شناسایی کنم. همان پوستر قدیمی مشهور پیرمرد قهوه چی با آن چپق و دیزی های سنگی آبی رنگ و میوه هایی که روی میز جلوش رژه می روند، مرا به سال هایی کودکی برد که با پدرم در جاده ها همسفر می شدم و گاهی در طول مسیر سر از قهوه خانه ای آشنا می آوردیم و هنوز مزه دیزی سنگی و نون کبابشان زیر زبانم است.

موسیقی با آهنگ هایی از «جواد یساری» و «داریوش» و «معین» و برخی از خواننده های جدید و قدیم و گاهی هم «هایده» و «جهان» به آرامی گوش نوازی می کرد.

سینی با دو استکان و یک قوری و قندان و چند کله خرما روبرویم گذاشته شد، از هم همه مشتریان و مهمانان می توانستم بفهمم که بسیاری از آنان مشتری هر شب این قهوه خانه هستند و حتی حضورم برای بعضی تعجب برانگیز بود.

جوان مهمان دار یا به اصطلاح قدیمی ها همان قهوه چی با لباسی نه چندان مرتب و تمیز پرسید: «چی می خوری؟» در منوی قهوه خانه دیزی سنگی و املت و نیمرو بیش از غذاهای به اصطلاح حاضری مثل نان و پنیر و سبزی چشم نوازی می کرد.

یک پرس املت به همراه نان سنگک و سبزی و پیاز و فلفل سبز به سرعت برایم آماده شد و با پهن شدن سفره ای کوتاه و یک بار مصرف، مشغول شدم.

نمک و فلفل هم روی تخت بود.

بسم الله …

همچنان که مشغول صرف املت بودم، قل قل و دود قلیون گوش و حلق و بینی ام را نوازش می کرد. طعم املت چنگی به دل نمی زد. به خصوص آنکه ظروف قهوه خانه هم تمیز به نظر نمی رسد. آن قدر بد دل نبودم که همه غذا را به بهانه چرک بودن ظروف نخورم.

جوان قهوه چی بار دیگر سراغم گرفت؛ «قلیان هم هست. برازجانی یا میوه ای ؟»

تفاوت این دو قلیان را می شناسم و می دانم که برازجانی با همان تنباکوی گیاهی و سنتی، برای من که نمی دانم آخرین بار کی لب به لوله قلیان زده ام؟ سرگیجه آور است. ترجیح می دهم قلیان میوه ای سفارش دهم.

بحث بین حاضران و مهمانان بالا گرفته. بر خلاف رستوران های کلاسیک که هرکسی سر به گریبان خود دارد و مشغول صرف غذای خود می شود، اینجا هر از گاهی بین مهمانان بحثی سر می گیرد و همه در بحث مشغول می شوند. استقلال در برابر ملوان با ۴ گل شکست خورده  و همه حاضران کارشناس فوتبال شده اند. اقدام محمد مایلی کهن برای پوشیدن لباس رفته گران و پاکبانان شهرداری هم جز بحث مشتریان جوان است. گاهی هم جوک هایی درباره کلیپس دختران و لباس خانم اشتون و قیمت جدید بنزین لابه لای بحث ها می شنوم! وارد هیچ بحث نمی شوم و فقط شنونده ام.

هر ساعتی که به آخر شب نزدیک می شویم، بر جمعیت مهمانان و مشتریان افزوده می شود. در میان حاضران، دو سه نفر دختر جوان هم بودند که حالا دیگر سالن را ترک کرده و خبری  از آنان نیست، حتی همراهانشان هم در سالن نبودند. از موتور سیکلت گرفته تا خودروهای گران قیمت کره ای مقابل قهوه خانه نشان می دهد که جمعیت حاضران را چه کسانی تشکیل می دهند اما نمی توان به راحتی میزان تحصیلات آنان را تشخیص داد.

حالا دیگر با فضای قهوه خانه آشنا شده ام و به خودم اجازه می دهم در سالن قهوه خانه گشتی بزنم و مسافران تخت های قهوه خانه را برانداز کنم. میانگین سن حاضران به بالای ۳۰ سال نمی رسد. حتی مدیر قهوه خانه هم جوانی بیست و چند ساله با صورتی کم پشت و چهره ای دود زده است.  

همه وجودم بوی دود قلیان گرفته. موسیقی یکنواخت اما ملایم است و جز آهنگ های تکراری، صدای جدیدی نمی شنوم. نمی توانم بگویم از موزیک خسته شده ام. آوای قل قل قلیان همچنان گوش نوازی می کند.

قهوه چی، قلیان کوچکی را روی تختم قرار داده و ظاهر قلیان داد می زند که منتظر لب هایی است که به آن پوک بزنند.  

دقایقی با لوله قلیان بازی می کنم و از شما چه پنهان پوکی هم می زنم اما بدنم نمی کشد و واقعا نمی توانم نفسم را پس از پوک غلیظی که زدم باز یابم. جوانی متوجه بی میلی من به قلیان شده و کنار تخت می نشیند.

تا حالا شما را اینجا ندیده ام؟

سئوال جوانک را با اشتیاق جواب می دهم که «اولین باره اینجا آمدم، توی خیابان معزی می نشینیم ولی تا الان فرصت نشده سری بزنم».

او را دعوت به قلیان می کنم. چنان ریه هایش را با پوکی سنگین، مملو از دود تنباکوی دو سیب می کند و باز پس می دهد که گویی با قلیان زاده شده!هر پوک که می زند نگاهش را به سقف می دوزد و به هم همه قهوه خانه گوش فرا می دهد و با هر باز دمی موجی از آرزو و فکر و غصه را از خود بیرون می کند.

ظاهر محسن، همان جوانی که حالا مهمانم شده نشان نمی دهد تحصیلکرده باشد اما می گوید در دانشگاه پیام نور داریون علوم سیاسی می خواند. ادعایش را باور نکردم. آموزش عالی تا عمق روستاها و شهرهای کوچک نفود کرده؟ اما ساعتی بعد، فقط با کنترل اینترنتی متوجه شدم که بی راه هم نمی گوید و او دانشجوی داریون بخشی کوچک در شمال شرق شیراز است. ولی واقعا چیزی از مفاهیم سیاست نمی داند و من هم وارد بحث نمی شوم.

حالا قهوه خانه پشت و پناه جوانانی مثل محسن شده که همه آرزوهای خود را در دود قلیان دنبال می کنند و غصه هاشان را با بازدمی از دود قلیان به آسمان می سپرند. هر شب در گوشه ای از این شهر محافلی خصوصی و عمومی برپاست و جوانانی گرد هم می آیند و تنباکویی دود می کنند و نان و املتی می خورند. آرامشی بهتر از این!؟

۲۳ هزار تومان صورتحساب املت و قلیان و یک سینی چای! قبل از خروج از قهوه خانه، کارت بانکی می کشم که یادم و یادشان باشد در دنیای آی تی با سرعتی بیشتر ازچرخش آب و دود قلیان زندگی می کنیم.

[ پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۹۲ ] [ ۱۱:۵۶ قبل از ظهر ] [ سیمرغ ]
گزارشی از معادن فارس/ ثروتی که زیر زمین خاک می خورد

سعید نظری..............................

وجود ذخایر معدنی از مهمترین مزیت‌های اقتصادی هر منطقه‌ای است که با استخراج و فرآوری آن می‌توان به تولید ثروت، ایجاد اشتغال و ارزش افزوده در هر منطقه اقتصادی رسید.

اهمیت معادن تا آنجاست که بسیاری از کشورهای ثروتمند فاقد منابع نفت و گاز با اتکا بر همین منابع زیرزمینی خدادادی توانسته‌اند اقتصادی شکوفا را برای خود رقم زنند.
ارتباط معدن با صنعت در حوزه فرآوری و بازتولید ذخیره‌های معدنی مثل سنگ‌های فلزی و سنگ‌های زینتی و … منجر به ایجاد اشتغال پایدار، ایجاد ارزش افزوده به جای خام فروشی، توسعه صنایع فرآوری و جانبی مثل فولادسازی و… ، توسعه صادرات، افزایش تولید ناخالص ملی و … می‌شود.
در این میان استان فارس با داشتن ۴۸۴ معدن شناخته شده با بیش ۲۷ تنوع و بیش از ۲ میلیارد تن ذخیره معدنی از حیث تعداد در رتبه ۶ کشوری و از حیث حجم ذخایر معدنی در رتبه ۴ کشور قرار دارد اما متاسفانه به رغم شرایط خوب ذخایر معدنی، سهم معادن در ارزش افزوده استان فارس تنها ۸ درصد است در حالیکه این سهم در کشور به ۲۲ درصد می‌رسد.
آمار نشان می‌دهد معدن عملا در تولید ثروت در استان فارس هیچ نقش قابل توجهی ندارد و نتوانسته خود را به عنوان مزیت جدی اقتصاد استان فارس مطرح کند. توسعه سرمایه‌گذاری در حوزه معدن توام با ایجاد صنایع وابسته به منظور ایجاد ارزش افزوده می‌تواند از مهمترین اهداف دولت جدید برای توسعه اقتصادی استان فارس باشد.
در حالیکه در سال ۹۰ نزدیک به ۶۱۵ میلیارد تومان در بخش معدن کشور و در شرایط سخت تحریم و تورم فزاینده صورت گرفته است اما آمارها در استان فارس چندان امیدوار کننده نیست و کمتر از ۶۹ میلیارد تومان سهم استان فارس بوده است. در این میان مشکلات و نارسایی‌هایی وجود دارد که در تمام سالیان گذشته باعث شده معادن فارس نسبت به دیگر نقاط کشور به شکوفایی لازم نرسند و حجم سرمایه گذاری های انجام شده نتواند این فرصت اقتصادی را در استان فارس شکوفا کند.
هم اکنون استاندار فارس از اختصاص ۵ میلیارد تومان اعتبار مشخص برای مطالعه در حوزه شناخت و بررسی ظرفیت‌ها و ذخایر معدنی استان خبر داده و این امید را زنده کرده است که بتوان این مزیت مهم اقتصادی را در آینده فارس فعال کرد.
سرمایه‌بر بودن، مخاطره بالا، زمان بربودن دوره اجرا، عدم آزادی در انتخاب محل اجرای طرح و غیرقابل تجدید بودن ذخایر معدنی استخراج شده از تفاوت‌های اساسی فعالیت‌های معدنی نسبت به سایر فعالیت‌های اقتصادی است که صاحبان سرمایه را نسبت به سرمایه‌گذاری در این بخش بی‌رغبت می‌کند.
همین امر سبب شده بانک‌های استان فارس در برابر رقبایی همچون بخش بازرگانی و مسکن، استقبال کمتری نسبت به معدن و معدنکاران داشته باشند و از پذیرش ریسک سرمایه‌گذاری و مشارکت و پرداخت تسهیلات در این بخش طفره روند. تا آنجا که از ارائه آمار درست و واقعی در حوزه معدن خودداری می‌کنند.
علاوه بر این بخش معدن نسبت به دیگر بخش‌های اقتصادی استان از ضعف منابع انسانی کارآمد و متخصص به شدت رنج می‌یرد، فقدان رشته‌های تحصیلی مرتبط با معدن در دانشگاه‌های بزرگ شیراز و فارس نشان می‌دهد که فاصله دانشگاه و معدن بیش از دیگر بخش‌های اقتصادی در استان فارس است. همین موضوع به پایین بودن نرخ بهره‌وری و ضعف تکنولوژیک در معادن دامن زده و حضور شرکت‌های مشاوره‌ای و پیمانکاران اکتشافی توانمند را در استان محدود کرده است.
در این میان فقدان تعریف مشخص از نقش و جایگاه معادن در موضوع توسعه استان فارس باعث شده ادارات دولتی مرتبط ضمن بی‌توجهی مفرط به حمایت فعالان معدن و معدن‌کاران، با ایجاد قوانین دست‌وپا گیر به محدودیت سرمایه‌گذاران دامن زده و با افزایش حقوق دولتی، زمینه افزایش هزینه‌های استخراج را فراهم کنند و عملا امکان رقابت با دیگر استان‌ها و رقبا را از معدنکاران فارسی بگیرند.
دخالت برخی از عوامل سفارش شده قدرت از پایتخت در امور معادن و واگذاری بسیاری از معادن شمال استان به نهادهای غیردولتی اما وابسته به چهره‌های سیاسی در طول سال‌های گذشته و یا به نوعی رواج «معدن‌خواری» در استان فارس، در کنار اختلافات گسترده با معارضین محلی، ریسک‌‌های جدی را برای علاقمندان به سرمایه‌گذاری در این بخش ایجاد کرده است.
مواردی همچون نرخ بالای تجهیزات معدنی، هزینه‌های حمل و نقل و فاصله نسبتا زیاد تا بنادر جنوبی، وجود مالیات‌های سنگین و فقدان صنایع فرآوری توانمند باعث شده بخش معدن فارس نتواند در حوزه صادرات درخشش و موفقیت چندانی داشته باشد.
بنابراین بر اساس آمار اعلام شده دقت نظر و برنامه‌ریزی مسئولان برای ایجاد جهش جدی در توسعه بخش معدن به عنوان مزیت اثربخش اقتصاد استان فارس می‌تواند به شکوفایی و رشد اقتصادی این استان کمک قابل توجهی‌ کند.
با توسعه این مزیت اقتصادی امکان ایجاد ارزش افزوده بیشتر و در نتیجه افزایش تولید ناخالص داخلی استان فارس می‌توان به بهبود شاخص‌های درآمدی و ایجاد اشتغال پایدار در این استان امیدوار بود.
اگرچه استاندار فارس تاکنون چندین بار به عزم جدی خود برای توسعه بخش معدن اشاره کرده و تاکنون چند همایش و جلسه برای خروج از خواب زمستانی معادن فارس برگزار شده اما به نظر می‌رسد بخش معدن به اراده‌ای ملی و عمل بیش از همایش و جلسه نیاز داشته باشد.
تغییر در مدیران مرتبط با بخش معدن به خصوص در سازمان صنعت و تجارت، استفاده از مدیران با اراده به منظور جلب و جذب سرمایه‌های داخلی و خارجی و نیز تلاش برای کوتاه کردن دست معدن‌خواران وابسته به مراکز قدرت میّ‌تواند حیاتی دوباره به این بخش ببخشد.
[ چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ ] [ ۱۳:۲ بعد از ظهر ] [ سیمرغ ]

حال صنعت فارس خراب است، ای دریغا مرهمی!

سعید نظری..................................................................
به همراه جمعی از همکاران شامگاه گذشته  به سمینار فروش محصولات لوازم خانگی با برندی از کشور چین دعوت شدم. در آستانه ورودی سالن برگزاری سمینار، نمایشگاه بزرگی از محصولات خانگی مثل آب میوه گیری، چرخ گوشت، پلوپز،  جاروبرقی، قهوه ساز و … با برندی ناآشنا اما متنوع ساخت کشور چین برای استقبال از فروشندگان لوازم خانگی در استان فارس دایر شده بود.

اما من روزنامه‌ای در دست داشتم که تیتر بزرگ زده بود: «کارخانجات آزمایش و آی تی آی ۳۰ میلیارد تومان به تامین اجتماعی بدهکارند» و ذهنم مملو از خاطرات تلخ کارگرانی بود که در سفرهای استانی مسیر عبور رئیس جمهور سابق را گل می‌ریختند تا بلکه با حمایتش جان تازه‌ای به صنعت فارس و آی تی آی ببخشد.

ذهنم باز در میان انبوهی از کالاهای خانگی چینی، مرور می‌کند کتیبه آبی رنگ سر درب ورودی کارخانه آزمایش که «لیس الانسان الاما سعی» و روزگاری که محصولات خانگی آزمایش سرآمد تولیدات منطقه خاورمیانه بود.

نگرانی‌هایم تشدید می‌شود، آن زمان که حافظه‌ام به یاد می‌آورد فقط صنعت خانگی فارس بحرانی نیست که ۸۰۰ واحد صنعتی در این ۸ سال تعطیل شد و مابقی صنایع هم با ظرفیتی نصفه و نیمه لنگ لنگان قدمی بر می‌دارند و این سئوال که مدیران فارس در ۸ سال گذشته چه کردند؟

بحران صنعت را پیش از آنکه در دخالت‌های دولت و قوانین نامتناسب جاری کشور دنبال کنیم، باید در ضعف مدیریت این بخش جستجو کرد. همانگونه که قبلا هم نوشتم البته نباید همه گرفتاری‌های صنعت فارس را به پای مسئولان دولتی نوشت و بلکه این بار صنعتگران نیز متهم به کم کاری هستند. صنعت مبتنی بر روش‌های خلاقانه در مدیریت و تولید و نیز بهره‌وری شایسته از منابع است که لیس الانسان الاما سعی!

بنابراین آنچه تحت عنوان بحران در صنعت قابل بررسی است، باید در دو بخش سخت‌افزاری و نرم‌افزاری دنبال کرد.

الف _ بحران سخت افزاری در صنعت فارس:

در دنیای پر رقابت معاصر دو موضوع کاستن از قیمت و افزایش کیفیت در کنار تنوع بخشی به محصولات از ضروریات رسیدن به دنیای صنعتی است. موضوعی که در بین صنعتگران فارس کمتر به آن توجه می‌شود.

در صنایع فارس به جای ساختار قوام یافته و توانمند صنعتی به مفهوم واقعی کلمه با کارگاه‌های تقریبا بزرگی روبرو هستیم که از هرگونه نگرش علمی در حوزه مدیریت صنعتی به دور هستند و حتی از نظر شکل و ظاهر هم به شیوه‌ای کاملا سنتی و فارغ از مدل‌های پیشرفته مدیریت، با نرخ بالای بهره‌وری فعالیت می‌کنند.

فرسودگی برخی از صنایع سابقه‌دار مثل کارخانه آزمایش و آی تی آی و بی‌توجهی به نوسازی صنایع موجود باعث افزایش نرخ بهره‌وری در صنعت و نهایتا افزایش هزینه‌های تولید شده است.

صنایع فارس عمدتا از مزایایی چون دسترسی آسان و ارزان به منابع انرژی و انسانی، مواد اولیه و شبکه‌های حمل و نقل دریایی و ریلی و هوایی بهره‌مند هستند اما در مقایسه با رقبای خود نفسی برای رقابت ندارند.

این نوع رفتار در صنعت فارس بیش از هرچیز باید در فاصله بین صنعت و مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی شیراز جستجو کرد؛ از طرفی صنعت حاضر به پرداخت هزینه‌های آرندی (تحقیقات و توسعه) نیست و از طرف دیگر دانشگاه‌های بزرگ شیراز با بستن درب خود به روی هرگونه تحقیقات کاربردی، عملا هیچ سهمی در تولید ناخالص داخلی استان فارس ندارند و آنها هم بیشتر به آموزشگاه‌های بزرگی شبیه‌اند که فقط مدرک صادر می‌کند و خروجی‌اشان نمی‌تواند دردی از صنعت را دوا کند.

فقدان ارتباط صنایع فارس با جامعه جهانی و نگرش درون‌زا و نیز بی‌توجهی به آخرین دستاوردهای تکنولوژیکی و مدیریتی در دنیای صنعت در دو قطب شرق و غرب از دیگر موضوعاتی است که به اتلاف شدید منابع در صنعت فارس منجر شده است.

موارد یاد شده دست در دست هم داده که امروز صنعت فارس از استان‌های محرومی چون کهگیلویه و بویراحمد و چهارمحال بختیاری عقب بماند و بازار امروز شیراز علاوه بر محصولات چینی، عرصه‌ای برای محصولات غذایی و دارویی و بهداشتی دیگر استان‌های محروم کشور باشد.

ب – بحران نرم افزای:

صنعت فارس فارغ از هرگونه استاندارد سیستماتیک مبتنی بر شیوه‌های نوین مدیریت اداره می‌شود و اصول مدیریت جز کلیشه‌های باقی مانده از گذشته در آن نقشی دارد. اداره سنتی صنعت در جهانی مملو از رقابت و ابتکار و خلاقیت به مانند هل دادن کوهی می‌ماند که صدها متر ارتفاع دارد.

فقدان سیستم مدیریت مالی مشخص و مدرن به منظور تامین منابع مالی برای اداره پروژه‌های تولیدی و در نتیجه بی‌توجهی به بازار سرمایه و عدم رایزنی و استقبال برای جذب سرمایه‌های داخلی و خارجی سرانجام صنعت فارس را به لبه پرتگاه نابودی رسانده است.

بحران بازاریابی و بسنده کردن به شیوه‌های کاملا سنتی و فقدان نگرش تولید صادرات محور از دیگر مصیبت‌‌های صنایع فارس است. در حالیکه بازارهای فارس مملو از کالاهای خارجی و داخلی دیگر استان‌های کشور می‌شود اما روز به روز توان صنعت فارس برای تولید تقلیل می‌رود.

در کنار همه مشکلات باردیگر باید به فاصله زیاد صنعت و دانشگاه اشاره کرد موضوعی که شاید عامل اصلی بحران در صنعت فارس است. چه اینکه وظیفه تحقیق در حوزه تولید و فناوری و مدیریت و اداره بازار همچنان بر عهده دانشگاه است اما نه صنعت توان مالی لازم برای خرید خدمات دانشگاه را دارد و نه دانشگاه حاضر است برای توانمندسازی صنعت، بخشی از خدمات خود را در اختیار این بخش قرار دهد.

در چنین شرایطی رفته رفته توان رقابت حتی در بازار داخلی از صنعت گرفته شده و مدیران صنعت فارس فقط نام مدیر صنعتی را یدک می‌کشند البته هستند در این میان مدیرانی که صنایع پویا و پیشرویی را هدایت می‌کنند اما این عده قلیل نمی‌تواند بار همه صنعت فارس را برعهده بگیرد.

از دیگر سو ضعف شدید ساختارهای صنعتی استان به حوزه‌هایی چون کشاورزی و بازرگانی نیز سرایت کرده است و از ۱۰ میلیون تن تولید بخش کشاورزی، حدود ۷۵ درصد به دلیل فقدان صنایع تبدیلی توانمند خام فروشی می‌شود و بخش بازرگانی نیز تراز صادرات محصولات داخلی را به دلیل فقدان توان رقابت‌پذیری محصولات فارسی به نفع وارادات محصولات از دیگر کشورهای منطقه از جمله چین و کشورهای حوزه خلیج فارس تغییر می‌دهد.

الگوی حاکم بر مدیریت صنعت فارس در دو بخش سخت افزاری و نرم‌افزاری به شدت نیازمند تغییر و تحول است، شاید بهتر باشد پیرمردان محافظه‌کار عرصه صنعت که همه عمر چشم به تسهیلات گران قیمت دولتی داشتند، جای خود را به جوانان خوش‌فکر، خلاق و جویای نام و راه تحویل دهند. شاید بهتر باشد منابع صنعتی فارس را به جوانان تحول‌گرا و تحول‌خواه و ریسک‌پذیر تحویل دهیم.

صنعت فارس امروز به راهی غیر از تسهیلات گران قیمت دولتی نیاز دارد. نباید چشم امید به مدیران دولتی دوخت که به پژوی ۴۰۵ و آپارتمانی ۳ خوابه و حقوقی ۳ تا ۴ میلیون تومان در ماه دلخوش‌ دارند، داشت. باید راهی خلاقانه مبتنی بر سیستم‌های مدیریت استاندارد شده و با شیوه‌های خلاقانه منابع مورد نیاز برای بازسازی صنایع فارس را یافت و روح تازه‌ در آن دمید. تا از پس برای استان ارزش افزودهه ایجاد کرد و ثروت‌های میلیاردی را به ارمغان آورد.

فارس قطب پیوند اعضای انسان در منطقه خاورمیانه است پس باید بتواند برای صنعت خود هم قلب و کلیه و کبد و ریه‌ای تازه بیابد که به دستگاه مصنوعی حیات بخش دولت وابسته نباشد.

[ دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ ] [ ۱۷:۲۳ بعد از ظهر ] [ سیمرغ ]

چراغ خاموش مدیریت آسیب های اجتماعی در شیراز

سعید نظری ....................................................................

از جمله تهدیدهای مهم هر جامعه، آسیب های اجتماعی درون زایی است که علل مختلفی در بروز آن مترتب است. بدون شک جامعه پویا و در حال رشد با آسیب های اجتماعی مختلفی دست و پنجه نرم می کند و بروز و ظهور چنین آسیب هایی راه را برای بلوغ و یا اضمحلال آن جامعه باز می کند.

در این میان اما مدیریت و بررسی و رفع علل بروز آسیب های اجتماعی مختلف بسته به نوع و میزان شیوع و چگونگی تاثیرگذاری آنها در اولویت رسیدگی سیستم های مدیریت اجتماعی متشکل از دولتمردان و نهادهای حمایتی مردمی قرار می گیرد.

شناخت مساله، بیان علت ها، یافتن راه های حل توام با برنامه ریزی و تدبیر و کنترل از ضروریات نظام مقابله با آسیب های اجتماعی در هر جامعه ای است که به دور سیاست زدگی و افراط گری می تواند زمینه حل آسیب اجتماعی را فراهم کرده و از بروز بحران در مراحل حادتر جلوگیری کند.

بیش از هرچیز مدیریت ساختار یافته آسیب های اجتماعی توامان در دو حوزه دولت و تشکل های مردم نهاد برای کنترل آسیب های اجتماعی ضروری است که انسجام و هماهنگی و داشتن برنامه های مدت دار مبتنی بر نیازها و واقعیات اجتماعی می تواند شیب نمودار رشد آسیب های اجتماعی را به سمت پایین هدایت کند.

شیراز به عنوان کلان شهری با خصوصیات فرهنگی و اجتماعی خاص و مرکز ارائه خدمات گسترده اداری، درمانی، اقتصادی، سیاسی، تفریحی و گردشگری و حتی مرکز پشتیبانی منطقه جنوب کشور در حوزه های یاد شده همواره با آسیب های اجتماعی گسترده روبرو است.

بخشی بزرگی از این آسیب ها متوجه ساختار اقتصادی و فرهنگی خانواده و بخش هایی نیز متوجه ورود اتباع بیگانه غیرمجاز و مهمان پذیری از شهرهای کوچک استان های همجوار است. آسیب هایی چون اعتیاد، تکدی گری، کودکان کار، آسیب های حوزه زنان و خانواده همچون طلاق و قتل های خانوادگی و ناموسی، آسیب های حوزه جوانان و نوجوانان، آسیب های جنسیتی و تجاوز به عنف و نیز روسپیگری از مهمترین فشارهایی است که همواره جامعه شیراز را با خطر و تهدید روبرو می کند.

علاوه بر این هستند آسیب های پرخطر و ریز و درشتی که شناخت آنان نیاز به تحقیقات جدی دارد و معمولا از دید هر شهروند پنهان می ماند مگر آنکه با رسوخ در لایه های زیرین شهر بتوان به آماری دقیق از آنان دست یافت؛ مسائلی همچون تن فروشی زنان، ایدز و هپاتیت، مصرف داروهای مخدر شیمیایی و …

شیراز به رغم وجود دستگاه های اجرایی عریض و طویل با حجم گسترده کارکنان اما هیچ ساختار دولتی مشخصی برای مقابله با آسیب های اجتماعی ندارد و از طرفی تشکل های حمایتی مردم نهاد نیز در سالیان اخیر به هر نحو از گردونه خدمات رسانی خارج شده و یا به دلیل افزایش هزینه های چز پوست و استخوان از آنها باقی مانده است.

در چنین شرایطی نمی توان انتظار بهبود در آسیب های اجتماعی داشت بنابراین دولتمردان وقت خود را صرف طرح های دستوری و بدون منشا تحقیقاتی می کنند. به طور نمونه اخیرا استاندار فارس در اقدامی در آستانه تحویل سال نو دستور جمع آوری متکدیان و معتادان خیابانی را صادر کرده است.

«سیدیحیی هاشمی» سرپرست اداره کل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری فارس این هفته از صدور دستور استاندار فارس برای جمع آوری متکدیان و معتادان خیابانی در شیراز خبر داد و گفت: افرادی که در سطح شهر به گدایی مشغولند و یا اعتیاد دارند ، بزودی جمع آوری و ساماندهی خواهند شد.

به گفته وی این افراد آسییب پذیر که نیاز حمایتی دارند به بهزیستی و کمیته امداد معرفی و گروهی که نیاز به درمان دارند برای مداوا به علوم پزشکی و بهزیستی سپرده خواهند شد.

هاشمی بدون اشاره به اعتبارات در نظر گرفته شده و یا طرح های در دست اجرا درخصوص این نوع آسیب اجتماعی از نگهداری این دو گروه تا زمان بهبودی کامل در مرکز هدایت و سازمان های مردم نهاد مرتبط خبر داد.

هاشمی با اشاره به دستور صریح استاندار برای جمع آوری و ساماندهی این اقشار آسیب پذیر در سطح شهرها از جمله شیراز اضافه کرد: با همکاری شورای اسلامی شهر و شهرداری مکانی برای نگهداری این افراد در نظر گرفته شده که کلنگ احداث مکان نگهداری افراد آسیب پذیر در دهه فجر امسال در زمینی به مساحت ۸ هزار و ۵۰۰متر مربع در شیراز به زمین زده شد .

این مقام مسوول ادامه داد: تا زمان به بهره برداری رسیدن این طرح با همکاری شورای شهر چند نقطه در سطح شهر شیراز برای اجاره جانمایی شده تا افراد برای درمان در این مرکز نگهداری شوند.

به گزارش خبر پارسی اظهارات سرپرست اداره کل اجتماعی و فرهنگی استانداری فارس موید دو نکته است؛ نخست اینکه دستگاه های اجرایی هیچ طرح و برنامه مشخصی برای مقابله با آسیب های اجتماعی ندارند مگر آنکه استاندار دستوری صادر کند و نکته دوم اینکه زیرساخت های لازم  در حوزه سخت افزاری هم برای مقابله با آسیب ها آنهم در کلان شهری چون شیراز هنوز فراهم نیست.

فرمانده انتظامی فارس هم که خود جز مسوولان اصلی مبارزه با آسیب های اجتماعی به شمار می رود، در کمتر از چند ساعت از انتشار خبر دستور استاندار برای جمع آوری متکدیان و معتادان خیابانی، تفنگ را از رو بست و به شهردار شیراز ۷۲ ساعت فرصت داد.

سردار «سیروس سجادیان» فرمانده انتظامی فارس در این باره به خبرنگاران گفت: برای جمع‌آوری معتادان و ولگردان نیز پلیس بارها اعلام آمادگی کرده و باز هم می‌کند، اما باید دستگاه‌های مسئول، مکانی را برای نگهداری این افراد مشخص کنند تا ظرف ۴۸ ساعت همه آنان را جمع‌آوری کنیم.

سجادیان خاطرنشان کرد: اگر دستگاه‌های مسئول آماده نیستند،‌ پلیس این آمادگی را دارد که ضمن جمع‌آوری این افراد، آنان را در محلی کمپ‌مانند لااقل برای ایام تعطیلات پایان سال و ایام نوروز، نگهداری کند اما وسایل و امکانات و هزینه‌های نگهداری را سایر دستگاه‌های مسئول باید تامین کنند.

وی توپ را در زمین خبرنگاران و رسانه ها هم انداخت و گفت: رسانه‌ها و خبرنگاران گاه مطالبه‌گری را فراموش می‌کنند، آنجا که باید حقوق شهروندان را گوشزد کرده و مطالبه کنند، گاهی کمرنگ می‌شود.

فرمانده انتظامی فارس گفت: از ۴ سال قبل که به فارس آمده‌ام، بارها در خصوص وجود این معضل و لزوم ایجاد مکانی برای نگهداری معتادان و ولگردان خیابانی تذکر داده‌ام، مسئولان هم قبول کرده‌اند، اما اگر همان موقع اقدام اجرایی شده بود، هم‌اینک بزرگترین مکان را ایجاد کرده بودیم.

سجادیان تصریح کرد: پلیس آماده است که کمپ موقتی را با ایجاد چادر مهیا کرده و این افراد را برای مدت پایان سال نگهداری کند اما این راهکار موقت خواهد بود، مسئولان بیشتر از آنکه فکر ایام نوروز و مسافران نوروزی باشیم،‌ باید به فکر شهر و شهروندان و آسودگی و امنیت و رفاه آنان باشیم.

سجادیان گفت: همه ما دائم از اقدامات فرهنگی می‌گوییم، نمی‌دانم حجم اعتبارات فرهنگی دستگاه‌های مختلف چه میزان است، اما در راستای اقدامات فرهنگی و اجتماعی هم می‌توان، از ظرفیت‌های اعتباری این بخش و حتی ظرفیت خیرین استفاده کرد و کار را به سامان رساند.

به گزارش خبر پارسی اظهارات دو مقام مسئول در حوزه اجتماعی در استان فارس به خوبی بیانگر آشفتگی ساختار مدیریت در این حوزه است و در چنین شرایطی نمی توان انتظار داشت این استان به خوبی آسیب های اجتماعی خود را درمان کند.

دورگزینی دانشگاه ها از متن جامعه، فرار مدیران به بهانه کمبود اعتبارات، بی توجهی نهادهای فرهنگی همچون حوزه های علمیه و آموزش و پرورش در زمینه رشد فکری خانواده ها، ضعف مفرط سازمان غیردولتی حمایت گر و اکتفا کردن به طرح های موقتی دستوری آینده بحرانی و خطرناکی را برای جامعه شیراز به تصویر می کشد.

[ دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ ] [ ۱۷:۲۰ بعد از ظهر ] [ سیمرغ ]
درباره وبلاگ

گرچه از خاکیم و خاک زیر انداز ماست//آسمان کوچکترین بازیچه پرواز ماست
امکانات وب