نگاهی کوتاه به زنان تاثیرگذار در روزنامه نگاری معاصر فارس!

سعید نظری ..............................................................

برنامه روزنامه نگار در زوم مرکز اسناد و کتابخانه ملی استان فارس که هر ماه به نقد آثار یکی از فعالان رسانه‌ای این استان می‌پردازد بهانه‌ای شد تا همزمان با نقد آثار خانم زهرا جعفری به بررسی فعالیت خبرنگاران زن در شیراز بپردازیم.
وقتی اواسط دهه ۷۰ پا به عرصه داغ روزنامه نگاری در شیراز نهادم، با موجی از مردسالاری در رسانه‎های این استان و به خصوص در جمع خبرنگاران روبرو شدم. یادم هست در نخستین نشست خبری که با حضور غلامرضا صحرائیان استاندار وقت فارس شرکت کردم، هیچ خبرنگار زنی حضور نداشت و جمع اهالی رسانه کاملا مردانه بود. اما در عین حال تعداد محدودی از بانوان در این عرصه فعالیت می‎کردند.
اگر چه زنان در اموری همچون ویراستاری، گرافیک و صفحه آرایی و نیز بازاریابی سازمان آگهی روزنامه ها موثر بودند، اما در بخش تولید محتوا و خبرنگاری کمتر فعالیت خانم‌ها به چشم می خورد. در این میان فریبا رئیسی، فرنگیس شنتیا و لیلا علی اکبری سوسن خیراندیش در روزنامه خبرجنوب، زهرا جعفری و زهرا به آئین در روزنامه نیم نگاه، ، زهرا صفری در روزنامه عصر مردم، زینب کارگر در روزنامه ایران، زهرا فاضل زاده، پروین دخت شیرازی ،فریبا رئیسی و شیرین جهانلو در خبرگزاری ایرنا و خانم سلیمانی در روزنامه قدس در رشته‎های مختلف روزنامه نگاری فعالیت می‎کردند.
خیراندیش در دو روزنامه خبرجنوب و عصر مردم سالها به عنوان خبرنگار و دبیر سرویس خبری فعال بود. فرنگیس شنتیا یکی از پر طرفدارترین صفحه حوادث روزنامه های کشور در خبرجنوب را منتشر می‎کرد و لیلا علی اکبری ادبیات جدید همچون حفاظت محیط زیست و توسعه گردشگری را به عرصه روزنامه های شیراز کشاند. به گمانم زهرا جعفری اولین روزنامه نگار ورزشی نویس زن شیراز بود و همزمان مسائل اجتماعی و زنان را پیگیر می کرد و زینب کارگر به عنوان یک خبرنگار محلی در یکی از پرفروش ترین روزنامه های ملی یعنی روزنامه ایران بارها مورد تقدیر قرار گرفت. خبرنگاران زن ایرنا نیز در بخش های مختلف به اطلاع رسانی مشغول بودند.
این ترکیب تا اوائل دهه ۸۰ ثابت ماند و تقریبا هرکس از جنس بانوان وارد عرصه روزنامه نگاری می‎شد، بیشتر از سه ماه دوام نمی‎آورد و راهی دیگر در پیش می‎گرفت. با آغاز دهه ۸۰ ترکیب جمعیت روزنامه نگاران به نفع بانوان تغییر یافت. افرادی همچون ملیحه فریدفر و فرناز مرادپور با تحصیلات آکادمیک روزنامه نگاری پا به عرصه گذاشتند و برخی سنت‎های مردانه در این عرصه را شکستند. فریدفر با قدرت بالا در ارتباطات عمومی توانست بسیاری از مدیران استان را در روزنامه های افسانه و تحلیل روز به چالش بکشد و به بسیاری از اتاق های فکر راه پیدا کند.
در همین حال فرزانه طالبی موفق به اخذ مجوز ماهنامه همگام شد و سیده راضیه طاهری که در روزنامه سبحان فعالیت می‌کرد، موفق شد هفته نامه فانوس کیش را به کمک برخی روزنامه نگاران شیرازی در منطقه تجاری جزیره کیش منتشر کند.
روزنامه خبرجنوب برای خانم ها در دهه ۸۰ فرصت ویژه ای ایجاد کرد، خانم‎های روشنایی و نرگس مکاری زاده در حوزه اقتصاد صفحات تاثیرگذاری منتشر کردند و زهرا عواطفی جایگزین شایسته ای برای فرنگیس شنتیا در صفحه حوادث خبرجنوب شد تا همچنان این صفحه پرخواننده باقی بماند و حاجیه جعفرزاده برای نخستین بار صفحه ویژه گردشگری و توریسم را در خبرجنوب منتشر کرد. در همین حال شنتیا به سمت جانشین سردبیری روزنامه خبرجنوب در کنار استاد کهنه کار روزنامه نگاری شیراز یعنی محمدتقی زرین چنگ ارتقا یافت.
افرادی همچون نازنین رزم آهنگ، زهرا مطهری، الهه توکلی، معصومه پرمختار، مریم کریمی، مریم جوکار، لیلا رحمان ستایش، منیژه حاتمی، سمانه نعمت الهی،سمیه انصاری و زهرا حجازی نیز در دهه ۸۰ خوش درخشیدند.
دهه ۸۰ برای زنان روزنامه نگار فارس دهه پر رونقی بود و این زنان جایگاه ویژه ای را برای خود در این عرصه باز کردند. تا آنجا که در دهه ۹۰ مدیران رسانه ترجیح دادند که بانوان را به خدمت بگیرند. الهام مرادزمان و فاطمه هاشمی نیک به ایرنا راه پیدا کردند. سهیلا رفیعی در خبرجنوب صفحه دانشجو و دانشگاه راه اندازی کرد. نجمه اشرفی برای سبحان نوشت.زهرا عسکری و مرضیه خداجو در دو خبرگزاری ایکنا(قرانی ایران) و شبستان به انعکاس رویدادهای مذهبی و قرآنی استان پرداختند و نغمه هنردار گزارش ورزشی نوشت.
ساره عبدالهی به عنوان کاریکارتوریست و زهرا حجازی و زهره صحت به عنوان عکاس به تولید محتوا می‎پرداختند. مینا خسروپور خبرگزاری بسیج دانشجو وابسته به بسیج دانشجویی را راه انداخت و زینب شهریاری و لیلا اکبرزاده و الهه بهرامی بیشتر وقت خود را صرف تهیه گزارش و مصاحبه کردند.
در این دهه همچنان شاهد بروز و ظهور بانوان روزنامه نگار در شیراز هستیم. هرچند عرصه اطلاع رسانی تنش‎های مختلفی را به خود دیده است اما بانوان سعی کردند جایگاه خود را در این عرصه حفظ و بلکه ارتقا دهند. این روزها عرصه روزنامه نگاری شیراز شاهد حضور روزنامه نگاران جوان زن در این عرصه است که هم تحصیلات آکادمیک دارند و هم گستردگی رسانه ها و نیز توسعه روزافزون فناوری اطلاعات و ارتباطات اجازه بروز خلاقیت و موفقیت را به آنها می دهد.
در همین حال انتقادات جدی نیز به فعالیت روزنامه نگاران زن در شیراز وارد است. بسیاری از آنان با حداقل حقوق فعالیت کرده و از پرداختن به مسائل زنان خودداری می‌کنند. برخی از زنان روزنامه نگار همچنان به سنت‌ها و شیوه های قدیمی روزنامه نگاری پای بند هستند و کمتر خلاقیتی در آثار آنان دیده می‌شود. بسیاری از آنها تحت تاثیر مسائل شخصی و خانوادگی خود قرار دارند و برخی دیگر همه وقت خود را صرف کار کرده و از تلاش جدی برای ارتقا سطح علمی و فنی باز ماندند.
البته نرخ رشد فعالیت زنان روزنامه نگار در شیراز بسان فعالیت اجتماعی زنان در کل جامعه است و همچنان جامعه امیدوار است که زنان تاثیرگذاری بیشتری در آینده ایران داشته باشند.

[ شنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۴ ] [ ۱۹:۱۴ بعد از ظهر ] [ سیمرغ ]
 از فست فودهای شیراز چه می دانید!

سعید نظری .................................................................

نام و نقش شیراز در ساخت تمدن چند هزار ساله ایرانی و اسلامی، آنقدر بزرگ هست که هر گردشگر را به سمت آثار تاریخی همچون پرسپولیس، حافظیه، مجموعه زندیه، سعدیه، باغات سرسبز و تاریخی سوق دهد.
از طرفی ذوق و سلیقه مردم هر شهر در طبخ و صرف غذای بومی نیز برای دیگران جذابیت دارد و بخشی از جذابیت‎های گردشگری هر منطقه به شمار می‌رود. در این میان شیراز از قدیم به کلم پلو و سالاد شیرازی، فالوده و بستنی سنتی، آش آبغوره و کلوچه و مسقطی، نان یوخه و شکری و … شهره بوده و حالا باید فست فودهای شیراز را هم به لیست منوی غذای گردشگری این شهر اضافه کرد.
شیرازی‎ها که در مصرف غذاهای فست فود اگر رکورددار نباشند، اما جز شهرهای پر مصرف فست فود به شمار می‎روند، حالا در طبخ و تهیه غذای فست فود به سبک منحصر بفردی دست یافته که در هیچ جای کشور نمی‎توان فست فودهایی به این خوشمزگی و لذیذی یافت.
شاید سردار «محمدرضا نقدی»هرگز طعم همبرگر مخصوص شیرازی‎ را نچشیده که پس از توافق هسته‎ای از ورود «مک دونالد» یا همان رستوران‎های زنجیره‎ای تولیدکننده همبرگر معروف آمریکایی ابراز نگرانی کرده است.
هر چند غذاهای فست فودی به سبک امروزی ریشه در فرهنگ غرب دارد، اما برخی مطالعات نشان می‎دهد که نخستین بار همین پارسیان بودند که در جنگ‏های باستانی با رومیان، غذاهای فست فودی را برای حمل و نگهداری بهتر و تغذیه سالم‌تر سربازان هخامنشی ابداع کردند و حالا فرزندان خلف آن در شیراز، برگ جدیدی از تاریخ غذاهای فست فودی را گشودند.
بازار فست فودهای شیراز چنان گرم است که گاهی در یک راسته چندین ساندویچی و فست فودی کنار هم بازگشایی شده و این تعدد رستوران‎های فست فود با سبک و سیاق خاص و دقت نظر شیرازی‎ها در خرید از فروشگاه‎های با کیفیت و مزه برتر، به رقابت در شگفتی طعم و مزه و نیز تنوع طبخ منجر شده است.
معمولا غذاهای با پخت سریع و یا پیش پخته مثل همبرگر، سوسیس و کالباس را می‎توان از طریق صنایع غذایی تهیه کرده و با حرارتی محدود آن را میل کرد، اما شیرازی با استفاده از گوشت تازه و بدون مواد نگهدارنده برگرهای با عطر و طعم لذیذیدرست می‎کنند که نباید تجربه خوردن آن را از دست داد.
استفاده از گوشت تازه گوسفند و مرغ به همراه ادویه‎های خاص و پخت آبدار آن، هر مهمانی را به وجد می‎آورد. تنوع در چگونگی پخت از برگرهای سرخ شده گرفته تا ترکیب برگر مرغ و گوشت کبابی، هر ذائقه ای را به تحسین وا می‎دارد خصوصا آنکه پنیر تست و چدار هم همنشین برگر شده باشد و نام «چیزبرگر» بگیرد!
بعد از برگرهای مخصوص مرغ یا گوشت، سراغ «کتلت‎ شیرازی» بگیرید. کتلت‎هایی که با مخلوط زرده تخم مرغ، سیب زمینی و آرد سوخاری و ادویه جات مخصوص و بدون هرگونه مواد نگهدارنده تولید می‌شود. کتلت سریع‎ترین و ارزان‎ترین غذایی است که می‎شود در یک فست فودی سفارش داد به ویژه برای آنان که علاقه‎ای به مصرف گوشت ندارند.

راه اندازی خطوط پروازی بین شیراز و استانبول و برخی شهرهای ترکیه هم باعث نشد، کباب ترکی شیراز جایگاه خود را از دست دهد و هنوز تنورهای ایستاده کباب ترکی در شیراز شعله می‎کشند و ترکیب دود دنبه و گوشت و سبزیجات معطر کباب ترکی، معده عابران را قلقلک می‏دهد. مطئنم ترکان استانبول هم از لذت خوردن کباب ترکی شیراز انگشت به دهن می‎مانند.
پیتزای شیراز هم خود حدیث مفصلی دارد. ترکیب طعم پنیر، فلفل دلمه و آویشن شیرازی، شب شما را به یاد ماندنی می کند اگر پیتزا را در بلوار چمران صرف کنید. شاید پیتزای شیراز در ظاهر تفاوتی با پیتزای روم نداشته باشد اما حتما در طعم و عطر به اندازه یک سر و گردن از پیتزای ایتالیا بالاتر است. شاید محمدجواد ظریف این بار وزیر خارجه ایتالیا را به صرف پیتزای شیراز در مجموعه پرسپولیس دعوت کند.
کالباس و سوسیس نخورید، چنگی به دل نمی‎زنند و به دلیل تولید صنعتی، خلاقیتی هم در طبخ ندارد اما اگر میل به خوردن چنین غذاهای آماده‎ای پیدا کردید، هات داگ تنوری با پنیر مخصوص و طعم چیلی و سس قارچ انتخاب کنید. شیرازی‎ها در پخت هات داگ تنوری بی نظیرند. افراد کم غذا دقت کنند که یک ساندویچ هات داگ تنوری به حدی بزرگ است که می‎توانددو نفر را سیر کند.
فلافل و سمبویه اعلای آبادان هم در شیراز یافت می‎شود و شیرازی‎ها علاوه بر سیب زمینی با ترکیباتی از قارچ، فلفل دلمه، پنیر و گوشت مرغ، گوی ابتکار و تنوع رااز آبادانی‎ها ربوده‎ و شما می‎توانید سمبوسه و فلافلی به مراتب خوشمزه تر از آنچه تا کنون در بازار آبادان و ساحل خرمشهر خورده‌اید، در شیراز میل کنید.
سس‎های متنوع و منحصر بفرد هر فست فود که با سلیقه خاص سرآشپزان تهیه می‎شود، را امتحان کنید.سس‎هایی با ترکیب کچاب، مایونز، خیارشور، قارچ، فلفل تند و ادویه جات معطر به لذت و تنوع مزه ساندویچ‎های شیراز شکوهی بی‎نظیر داده است.
نان‎های تازه باگت گرد و بلند با تزئین کنجد همراه با کاهو و کلم و جعفری ترد مزه زرقان و گوجه آب‎دار دشت مرودشت عیار ساندویچ شیراز را به شدت بالا می‌برد و هنگامی بر اوج مزه تمرکز خواهید کرد، که یک عدد لیموی جهرم و یک فلفل سبز تند نصرآباد و برشی از فلفل دلمه سپیدان را هم کنار ساندویچ خود داشته باشید.
طعم خوش قارچ شیراز را می‎توانید در قارچ سوخاری و سیب زمینی سرخ کرده با سس کچاب گوجه خواهید یافت اما سراغی از مرغ سوخاری یا همان KFC نگیرید که روی آن بسی سفت و خشک است و درونش خام و نپخته!
نوشیدنی‎ها به روال معمول سراسر کشور همان نوشیدنی پپسی و کوکا و مشتقات هم خانواده آنهاست و چیز جدیدی نمی‌یابید اما چاره‌ای هم جز همین نوشیدنی‎ها نیست.
اگرچه فست فودهای شیراز در نامگذاری غذاهای خود از نام‎های فرنگی همچنان بهره می‎گیرند اما ابتکار عمل آنان در نامگذاری هم ستودنی است و وقتی منوی غذایی چند رستوران فست فودی را مقایسه می‎کنید، اوج سلیقه شیرازی‎ها را به چشم خواهید دید.
این گزارش البته به معنای تائید غذای همه رستوران‎های فست فود شیراز نیست چه بسا برخی از آنها از حداقل کیفیت و مزه و رعایت بهداشت به دور هستند. اگرچه مراکز بهداشتی بر روند کار فست فودها نظارت دارند اما برای انتخاب فست فودهای خوب شاید بهترین راه دقت درطول صف مشتریان شامگاه فست فودی‎ها باشد؛ در عین حال برای اطمینان خاطر هم می‎توانید از شهروندان شیرازی بپرسید «کجا می‎توان شبی را با فست فود شیرازی لذت برد؟» حتما شما را راهنمایی می‎کنند.
و اما توصیه آخر: مراقب باشید مصرف زیاد فست فود برای سلامتی شما مضر است!

[ شنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۴ ] [ ۱۹:۷ بعد از ظهر ] [ سیمرغ ]
 میدانی گمشده در خاطرات؛

شباهت امروزِ فارس به میدان امام حسین(ع)!

 سعید نظری.........................................................................

تاکنون به حال و احوال امروز میدان امام حسین با همان فلکه ستاد سابق دقت کرده‌ای؟ در چند سال گذشته گذرت به این میدان مرکزی شهر افتاده است؟
میدان امام حسین در گذشته نه چندان دور، مرکز سیاسی، فرهنگی، تجاری و اداری فارس بود.ساعت گل وسطش، نماد وقت شناسی و نظم در امور بود!
روزگاری پاسداران شهر در روز تولد امام حسین(ع)، دور تا دورش حلقه می‌زدند و فریاد «یا حسین» سر می‌دادند.
همسایگی برج کتابخانه علامه طباطبایی و دانشکده پزشکی سمبل علم گرایی و دانشجویی مردم شیراز بود!
از شمال به میدان آزادی می‌رسید و بوی عطر و گلاب باغ صفا مستت می‌کرد و خیابان انقلاب و پاساژهای پر رونقش در جنوب امتدادش می‌داد!
ساختمان استانداری با آن نارنج‎ها و کاج‎های سر به فلک کشیده به عنوان مرکز قدرت و تصمیم گیری در یک گوشه‌اش و دفتر امام جمعه در ضلع شمالی آن، مرکز هدایت و رهبری مردم بود!
مرکز تجاری بزرگ «شهر و روستا»، نشان از طلوع هر صبح رونق اقتصادی در شهر داشت و وجود فرماندهی ارشد ارتش جمهوری اسلامی در ضلع غربی، حاکمیت امنیت را نوید می‌داد.
شرق میدان امام حسین(ع) را که طی می‌کردی به عدالتخانه شهر یا همان ساختمان دادگستری می رسیدی و به همان اندازه به غرب که می‌رفتی، بیمارستان مرحوم محمد نمازی را می‎دیدی که از عزم و اراده مردم شیراز برای انجام امور خیر خبر می‌داد.
سردیس «کریمخان زند» یادت هست؟ همان که در ضلع شرقی بلوار زند، روبروی میدان امام حسین نصب شده بود! همان که نماینده خیرخواهی حاکمان فارس در تاریخ پس از اسلام بود؟ همان سردیسی که با چند دقیقه راهپیمایی از میدان امام حسین به میراث تاریخی اش یعنی مجموعه زندیه می رسیدی و به شکوه و آبادانیش افتخار می کردی!
حالا اما تنِ این میدان مبارک همچون فارس بلندآوازه رنجور است!
به جای پرچم سرخ حسین جرثقیل‌های نخراشیده زرد رنگ، قد علم کرده و به جای ساعت گل، دیوارهای فلزی و زنگار بسته گرداگردش را گرفته اند.
به جای بوی بهار نارنج و عطر گلاب گیرهای باغ صفا، خاک و دود مزاجت را در هم می‌پیچد و چراغ‌های قرمز پی در پی، گمراهی برای مسافران مشتاقان شیراز به ارمغان می‌آورد!
برج کتابخانه علامه طباطبایی عقب افتاده و مرکز تجاری «شهر و روستا» به مدد همان رفتار سودجویانه بانک‌ها در این سال‌ها همچون دیگر بخش‌های اقتصادی فارس از رونق افتاده و تعطیل است!
ترافیک بی شاخ و دم نفس میدانِ امام حسین (ع) و عابرانش را بریده و از هر طرف بخواهی بروی، راه بند است!
در مقطعی زیبایی و سر سبزی نخل‎ها و نارنج‎های بلوار زند را با نرده‎های زرد و نارنجی خطوط ویژه اتوبوس و تاکسی مخدوش کردند و بعدها جداکننده های پلاستیکی با ارتفاع مناسب هم نتوانست نوستالژی را به خاطره انگیز ترین خیابان شهر برگرداند.
برای طی مسیر غرب به شرق میدان امام حسین، باید فرماندهی ارشد آجا را دور بزنی تا به ترافیک انقلاب برسی و راهی به بلوار زند شرقی پیدا کنی! می‌گویند فرمانده ارشد ارتش هم از اینجا رفته و فقط تابلویی مانده و باغی که سرو و کاج‌های بلندش هنوز برای زنده ماندن مقاومت می‌کنند!
به جای دکه‌های روزنامه فروش اطراف میدان امام حسین که نوای جدیدترین کاست‌های آواز دلنشین شجریان و ناظری و … از آنها شنیده می‌شد، حالا اطرافش را کانکس‌های سفید پلیس راهور پر کرده، بی آنکه بدانی جز صدور برگ جریمه چه ماموریتی برای این کانکس‌ها تعریف شده است؟!
۱۵ سال است می خواهند مترو از میدان امام حسین عبور دهند و بهانه می‎آورند که برای عمرانی و آبادانی باید گذشته را خراب کرد غاقل از اینکه گذشته خودش آباد بود!
کمی فکر کن! آیا حال و روز امروز فارس شبیه میدان امام حسین(ع) نیست؟

[ شنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۴ ] [ ۱۹:۲ بعد از ظهر ] [ سیمرغ ]
برجام در اقتصاد ایران معجزه نمی کند

 سعید نظری ......................................................

بازار ایران از زمان اعلام توافق برجام و موافقت ۶ کشور صاحب قدرت برای همکاری با ایران و حل معضلات تحریم‎های ناشی از فعالیت هسته‎ای در رکود کامل بسر می‎برد. انبارهای شرکت‎های تولیدی کشور مملو از کالاست و برابری نرخ دلار با ریال ایران در بالاترین حد خود قرار دارد. بخش تجارت و مسکن و بازار فلزات گران قیمت از رونق و نفس افتاده و نامه ۴ وزیر اقتصادی به رئیس جمهور نشان داد که بازار سرمایه آماده ورود به یک بحران بزرگ مالی و سرمایه‎ای است.

حالا اما پس از آنکه مجلس شورای اسلامی در ایران و سنا و کنگره در آمریکا اجرای برجام یا همان برنامه جامع اقدام مشترک را به تصویب رساندند، ذهن و چشم میلیون‎ها نفر ایرانی به دنبال اجرای آن است ولی با این پرسش که ایران پس از برجام چگونه خواهد شد؟ آیا باید از برجام انتظار معجزه در حوزه اقتصاد ایران داشت؟

با نگاهی به اقتصاد ایران قبل از تحریم‎ها می‎توان دریافت که برجام نسخه شفابخش اقتصاد ایران نیست و اقتصاد ایران پس از برجام به راحتی به اقتصادی شکوفا و با رشد ۸ درصد نخواهد رسید. اقتصاد ایران با چالش‎های درونی دست و پنجه نرم می‏کند که برجام هم نمی‎تواند به تنهایی مانع عقب ماندگی ایران در حوزه اقتصاد شود.

شاید اجرای برجام در میان مدت به بهبود قدرت خرید مردم کمک کند و برخی نارسایی‎ها را در حوزه تامین معیشت مردم بهبود بخشد اما نمی‎توان انتظار داشت با اجرای برجام ایران به قدرت برتر اقتصادی حتا در منطقه خاورمیانه تبدیل شود.

وجود ضعف‏های ساختاری عمیق در اقتصاد ایران دست یابی به شکوفایی و نرخ رشد بالا را برای این کشور دشوار کرده است. وابستگی شدید اقتصاد ایران به صادرات نفت و بی توجهی به دیگر بخش‎های اقتصادی مهمترین چالش ایران در حوزه اقتصاد است. اقتصاد نفتی به دخالت گسترده دولت در اقتصاد دست زده و منجر به انحصارگرایی شدید دولت و بنگاه‎های نظامی و شبه دولتی در حوزه اقتصاد شده است. همین امر سبب شده بخش خصوصی و تعاونی و عمومی کشور امکان رشد پیدا نکنند و بازار سرمایه نیز با هر نوسان دولتی، افت و خیزهای گسترده‏ای را تجربه کند.

حتا با طرح موضوع برجام، دولت حسن روحانی نتوانسته هیچ برنامه‎ای برای کوتاه کردن دست دولت در اقتصاد ارائه کند و در برنامه‏های دولتی تغییری به منظور بهینه سازی ساختار اقتصاد در ایران پس از برجام مشاهده نمی‎شود. این دولت امیدوار است با آزادسازی بخش زیادی از منابع مالی ناشی از فروش نفت بتواند کشور را بهتر اداره کند نه اینکه در اقتصاد ایران تغییرات بنیادی و توسعه گرایانه ایجاد شود.

بی توجهی به اصول اقتصادی قانون اساسی همچون اصل ۴۴ که مانع دخالت انحصارگرایانه دولت در اقتصاد می‎شود و به فراموشی سپردن اسناد بالادستی توسعه همچون افق ایران ۱۴۰۴، در کنار تحریم‎های غربی و اختلاس‎ها، فسادها و قانون گریزی دولت سابق، اقتصاد ایران را به کما برده است.

در شاکله اقتصادی ایران هیچ رقابتی وجود ندارد؛ روز به روز توان بخش خصوصی و تعاونی تحلیل می‎رود و ساختار چاق و فربه دولت با اتلاف گسترده منابع قادر به تحرک و پاسخگویی به نیازهای یک اقتصاد توسعه محور نیست. نظام پولی و بانکی کشور با تغییرات پی در پی قوانین ناشی از دخالت دولت، و نیز ساختار مبتنی بر بهره بانکی، روز به روز به دره سقوط نزدیکتر می‌شود.

ضعف تکنولوژیک در حوزه تولید، مصرف بالای انرژی و ضعف ساختار منابع انسانی در ایران به افزایش قیمت تمام شده تولیدات و کاهش قدرت رقابت در تولیدکننده داخلی منجر شده و همین شاخص‎ها کاهش بهره وری را در ایران به همراه داشته است.

با اجرای برجام کار برای اقتصاد انحصار زده ایران سخت تر می‌شود. برجام ایران را وارد بازارهای جهانی می‌کند و مرزهای کشور به روی تولیدات جهانی باز خواهد شد، در حالیکه ایران هیچ قدرتی برای رقابت در عرصه اقتصاد و هیچ برنامه‎ای برای جلب سرمایه و تکنولوژی ندارد.

اینها تنها گوشه‎ای از شاکله آسیب دیده و بیمار اقتصاد ایران است، علاوه بر این می‎توان بحران بی‎آبی و خشکسالی، ضعف زیرساخت‎های عمرانی و اقتصادی مثل شبکه‎های حمل و نقل، بی انضباطی‏های مالی و اداری، فقدان شرکت‎های بیمه گذار توانمند، ناامنی در منطقه خاورمیانه، تغییرات پی در پی قوانین در ایران و صدها دلیل دیگر برشمرد و ادعا کرد اقتصاد ایران پس از برجام برای رقابت در عرصه جهانی مقاوم نیست.

در عین حال نگارنده معتقد است اقتصاد کشور ظرفیت لازم برای پویایی در ایران پس از برجام را دارد. وجود منابع ارزان قیمت انرژی، نیروی انسانی تحصیلکرده و ارزان، وجود منابع معدنی گسترده و از همه مهمتر ساختار فرهنگی تولیدمحور در بین مردم ایران، این زمینه را فراهم می‎کند که ایران پس از برجام به فرجام اقتصاد مقاومتی مد نظر رهبر انقلاب دست یابد.

تغییر نگرش کارگزاران اقتصادی دولت توام با اصلاح قوانین، تهیه و تصویب نقشه راه مبتنی بر برنامه های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت،تلاش برای کاهش دخالت دولت در اقتصاد تا سقف ۲۵ درصد تعیین شده در اصل ۴۴ قانون اساسی از ضروریات ایران پس از برجام است. این انتظار وجود دارد که دولت حسن روحانی پس از انتخابات مجلس آینده بتواند با همسوسازی خانه ملت و بهره گیری از نظرات دانشمندان اقتصادی نزدیک به خود و نیز با وجود چهره‎های شناخته شده اقتصاد همچون مسعود نیلی،علی طیب نیا، ولی الله سیف و محمد نهاوندیان، آینده ای رقابت پذیر و با رونق برای کشور رقم بزند.


برچسب‌ها: برجام, اقتصاد, ایران, معجزه
[ چهارشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۴ ] [ ۱۷:۲۱ بعد از ظهر ] [ سیمرغ ]
خیابان های پر از فرهنگ، خالی از اخلاق

سعید نظری..................................................................

هنوز از جشن و سرور اعیاد مذهبی قربان و غدیر فارغ نشدیم که پوستر یاد روز حافظ منتشر می‏شود و هر کس به نوعی به مقام این شاعر برجسته ایرانی ادای احترام می‎کند و به فاصله کمتر از یک روز و در آستانه ماه محرم الحرام در گوشه گوشه شهر تکایا و هیئات مذهبی ستون و پرچم عزای خود را علم می‎کنند.

اگر تقویم ۳۶۵ روزه هجری شمسی ایرانیان را ورق بزنیم، وجود خیل مناسبت‎های مذهبی و ملی، هر سلیقه‎ای را به واکنش وا می‎دارد اما جای این سئوال خالیست که این مناسبت‎های ملی و مذهبی چقدر به عمق بخشی فرهنگی و توسعه اخلاق در جامعه کمک می‎کند؟

تعیین روزهای خاص در تقویم تاریخ ایرانیان عمدتا به پیشینه تاریخی و فرهنگی مردم این کشور باز می‎گردد و هر کدام برای خود شرح مناسک و برنامه های خاصی دارد که بسیاری از ایرانیان مقید به انجام آن هستند. مناسکی همچون جشن و عزا و عبادت که همسو با روزهای خاص انجام می‎پذیرد ولی آیا این مناسک توانسته است جامعه ایرانی را در قرن ۲۱ به سمت جامعه اخلاق محور سوق دهد؟

پاسخ به این دو پرسش شاید با مراجعه به آمار پرونده‎های قضایی دادسراهای کشور و با نگاهی به آمارهای اجتماعی همچون طلاق و دعواهای خانوادگی، میزان مصرف مواد مخدر و الکل، تصادفات رانندگی و بی نظمی‎های اجتماعی، بد اخلاقی‎های سیاسی، اختلاس و ارتشا سهل و آسان بنماید. قطعا جامعه ایرانی در این شرایط تا رسیدن به مدینه فاضله و جامعه اخلاق محور و معنوی فاصله طولانی دارد.

هیچ گاه با خود اندیشیده ایم چرا جامعه ای که منابع اخلاقی همچون قرآن کریم، کلیات سعدی، نهج البلاغه و آثار بزرگانی چون نظامی و سنایی و ابن سینا و ملاصدرا دارد، چرا جامعه ای که مفاهیم فرهنگی و اخلاقی مثل شهادت، ایثار، عبادت، عفو و بخشش در آن موج می زند و با عرفان و اخلاق پیوندی دیرینه و تاریخی بسته، این گونه در دنیای ارتباطات و اطلاعات درگیر چالش‎های اخلاقی و ضد اخلاقی درونی است که روز به روز آن را از اخلاق و معنویت دور می‎سازد؟

چگونه است که در یاد روز بزرگترین غزلسرای تاریخ ایران، بی نظمی موج می‎زند و هجوم عده ای باعث شکسته شدن شیشه آرامگاه این شاعر منادی عرفان می‎شود؟ چگونه عده‎ای در همسایگی سعدی، به یک نماینده مجلس سنگ پرتاب می کنند و مدیران همین شهر برای استقبال از اجساد حجاج حادثه منا، شاخه‎های گل را با ریشه از باغچه بیرون می‎کشند؟چرا در رانندگی خودخواهی بر رعایت قانون و حفظ جان دیگران ارجحیت پیدا می‌کند؟ چرا دست اندازی به اموال بیت المال و تصرف اراضی ملی برای عده‎ای کاسبی می‌شود؟

آیا در آستانه حلول ماه محرم الحرام به اطراف خود نگریسته‎اید؟ در فاصله ۵۰۰ متری در یکی از خیابان های منتهی به ارامگاه حافظ بیش از ۶ هیات و تکیه عزاداری با انواع و اقسام علم و کتل و سیستم‎های صوتی گران قیمت بر پا شده تا هر کدام منادی ترویج فرهنگ ظلم ستیزی عاشور باشد! ولی چرا آمارها حکایت دیگری دارند؟ چرا آمارها از فاصله ما تا مطلوب اخلاقی حکایت دارند؟

به نظر می‌رسد بخشی از فاصله موجود به خصوص در حوزه اخلاق اجتماعی به رغم وجود همه زیرساخت‎های فکری در این حوزه، ناشی از دوران گذار سنت به مدیرنیته باشد و جامعه مدرن ایرانی با اقتضائات خاص خودش در حال پوست اندازی است. این پوست اندازی و نوسازی نیازمند مراقبت جدی در حوزه اخلاق و معنویت است. برگزاری مناسبت‎های ملی و مذهبی هر چند در ظاهر نتوانسته باعث ترویج روحیه اخلاق و معنویت در جامعه ایرانی باشد اما می‏تواند به حفظ زمینه اخلاق و معنویت کمک کند.

در دورانی که دسترسی مردم به اطلاعات و فناوری ارتباطات به سهولت امکان پذیر است، طبیعی است که برخی زمینه های غیر اخلاقی و فارغ از معنویت با جذابیت بیشتری، امکان رشد و بروز پیدا کند اما همین جامعه مدرن برای پیدا کردن شاکله اصلی خود نیازمند شاقول و شاخص‌های محتوایی قوی است.

قطعا برگزاری مناسبتهایی چون یاد روز حافظ و بزرگداشت فردوسی و یا مناسبتهای مذهبی همچون دهه اول محرم و ماه رمضان در دنیای مدرن می‌تواند به عنوان شاخص و شاقول جوانان جویای فرهنگ را به آینده‎ای اخلاق محور و معنوی رهنمون سازد اما نه به همین سادگی!

در موضوع اخلاق چه اخلاق فردی و چه اخلاق اجتماعی فاکتور «مراقبت» به منظور حفظ و ارتقا ویژگی‌های اخلاقی در فرد یا جامعه به جد مورد توجه علمای اخلاق و عرفان است‎ لذا اولا رسانه‎ها و ثانیا دانشمندان متخصصان علوم انسانی و اخلاقی برای درک بهتر مفاهیم علل و شاکله مناسبت‎های ملی و مذهبی باید به جامعه آگاهی بخشند. در غیاب دانشمندان و رسانه‌ها این فرصت طلبان سودجو هستند که با تهییج و تحریک احساسات ناب اجتماعی، جامعه را به سمت اهداف نامیمون خود راه می‎برند.

سطح نگری و بی‎توجهی به مفاهیم عالی نهفته در مناسبت‎های ملی و مذهبی، باعث اتلاف وقت و منابع اجتماعی و اقتصادی جامعه شده و جامعه را از دست یافتن به مفاهیم عالی اخلاقی و معنوی باز می دارد.مداحی‎های خارج از ضوابط شرعی و اخلاقی، جشن‎های سخیف، برنامه‎های بی محتوا و برخی سخنرانی‎های بی‎مایه آفت بزرگی است که در دهه گذشته مناسبت‎های ملی و مذهبی ما را هدف قرار داده است. همچنان که برخی شیوه های ناشایست مداحی و عزاداری در ایام محرم نتوانسته ما را به عمق وجودی حرکت عاشورا رهنمون سازد، برخی رفتار خرافه پرستانه مثل آتش بازی چهارشنبه سوری نیز ما را از حرکت به سمت جامعه اخلاقی باز داشته است.

انتخاب رسانه مناسب با شرایط امروز جامعه و تشخیص و تعیین چگونگی بیان و انتقال مفاهیم عالی اخلاقی متناسب با زبان حاکم بر جامعه از دیگر ضروریاتی است که به نظر می‎رسد در گیر و دار روزمرگی‎های متداول به فراموشی سپرده شده و همچنان در زندان سنت‎های رسانه‎ای مثل منابر و تریبون‏های یک سویه، در جا می‎زنیم. ‎

علاوه بر این می‎توان به هزاران آفت و آسیب در برگزاری مناسبت‎های ملی و مذهبی اشاره کرد که دستیابی به مدینه فاضله و جامعه اخلاق محور را دور می سازد. بنابراین نیازمند اراده‎ای ملی و فارغ از دستورات حکومتی برای رسیدن به مطلوب ها هستیم. جامعه به کنش و پویش اجتماعی جدیدی برای فراغت از شرایط فعلی نیازمند است و اما شاید بهتر باشد من از خودم شروع کنم!!

[ سه شنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۴ ] [ ۲۰:۱۳ بعد از ظهر ] [ سیمرغ ]
گمشده در دود! قلیان با طعم فوتبال و سیاست!
سعید نظری..............................................
وقتی چند شب قبل توی سرمای هوا و زیر شرشر باران نوبت به من رسید، تا خواستم پولم را به پاچال دار بدهم، پسرک جوانی حدود ۱۸ یا ۱۹ ساله جلویم ظاهر شد و با اندکی احترام گفت: «حاجی! نوبت ماس …».

گفتم: «این ۴۵ دقیقه سرما که توی صف نان بودم، شما را ندیدم»، نگاهی عاقل اندر سفیه به من انداخت و با چشم به پیکانی که کنار خیابان پارک شده بود، اشاره کرد و گفت: «حاجی! ما تو ماشین داشتیم قلیان می کشیدیم …». هیچ چیزی برای گفتن نداشتم جز اینکه در میان نگاه همه آنان که در صف بودند، خودم را عقب کشیدم تا جوانک وارد صف شود.

توی همین حال به کنار خیابان نگاه کردم. سایه سیاه سه جوان نشسته در پیکان و قرمزی زغال سرقلیان شان در آن تاریکی و سرمای شب، خود نمایی می کرد.

پس از آن به دلم افتاد فارغ از همه نگرش های جامعه شناسی و روانشناختی، ساعاتی را با جوانان علاقمند به قلیان بگذرانم. مدت هاست مجوز قهوه خانه های سنتی بی هیچ دغدغه ای صادر می شود تا آنجا که در مسیر کوتاهی مثل بلوار گلستان حد فاصل چهارراه ادبیات تا میدان گلستان می توان ۶ قهوه خانه سنتی با شکل و شمایل مختلف پیدا کرد.

امشب خودم را به یکی از قهوه خانه های سنتی دعوت کردم. چند شب قهوه خانه های مسیر را زیر نظر گرفتم؛ در میان قهوه خانه های سنتی فعال سراغ آنی رفتم که برآوردهایم نشان می داد از همه شلوغ تر است.

تخت های چوبی و فلزی کوچک و بزرگی با جاجیم های قرمز رنگ قشقایی بافت، در هر گوشه قهوه خانه، وزن سنگین و سبک مهمانان را به دوش می کشید و من هم همچون دیگران بر یکی از آنان سوار شدم. همه تلاش قهوه چی برای سنتی نشان دادن قهوه خانه اش به همین میز ختم شده بود. هیچ خبری از ظروف گلین و سفالی و سفره های قلمکار متقال نبود و آب معدنی بسته بندی شده جای تنگ و پارچ قدیم را گرفته بود.

هوای دودآلود قهوه خانه همچون بخار حمام های سنتی مانع از آن می شد تا مشتریان تخت های کناری را به راحتی شناسایی کنم. همان پوستر قدیمی مشهور پیرمرد قهوه چی با آن چپق و دیزی های سنگی آبی رنگ و میوه هایی که روی میز جلوش رژه می روند، مرا به سال هایی کودکی برد که با پدرم در جاده ها همسفر می شدم و گاهی در طول مسیر سر از قهوه خانه ای آشنا می آوردیم و هنوز مزه دیزی سنگی و نون کبابشان زیر زبانم است.

موسیقی با آهنگ هایی از «جواد یساری» و «داریوش» و «معین» و برخی از خواننده های جدید و قدیم و گاهی هم «هایده» و «جهان» به آرامی گوش نوازی می کرد.

سینی با دو استکان و یک قوری و قندان و چند کله خرما روبرویم گذاشته شد، از هم همه مشتریان و مهمانان می توانستم بفهمم که بسیاری از آنان مشتری هر شب این قهوه خانه هستند و حتی حضورم برای بعضی تعجب برانگیز بود.

جوان مهمان دار یا به اصطلاح قدیمی ها همان قهوه چی با لباسی نه چندان مرتب و تمیز پرسید: «چی می خوری؟» در منوی قهوه خانه دیزی سنگی و املت و نیمرو بیش از غذاهای به اصطلاح حاضری مثل نان و پنیر و سبزی چشم نوازی می کرد.

یک پرس املت به همراه نان سنگک و سبزی و پیاز و فلفل سبز به سرعت برایم آماده شد و با پهن شدن سفره ای کوتاه و یک بار مصرف، مشغول شدم.

نمک و فلفل هم روی تخت بود.

بسم الله …

همچنان که مشغول صرف املت بودم، قل قل و دود قلیون گوش و حلق و بینی ام را نوازش می کرد. طعم املت چنگی به دل نمی زد. به خصوص آنکه ظروف قهوه خانه هم تمیز به نظر نمی رسد. آن قدر بد دل نبودم که همه غذا را به بهانه چرک بودن ظروف نخورم.

جوان قهوه چی بار دیگر سراغم گرفت؛ «قلیان هم هست. برازجانی یا میوه ای ؟»

تفاوت این دو قلیان را می شناسم و می دانم که برازجانی با همان تنباکوی گیاهی و سنتی، برای من که نمی دانم آخرین بار کی لب به لوله قلیان زده ام؟ سرگیجه آور است. ترجیح می دهم قلیان میوه ای سفارش دهم.

بحث بین حاضران و مهمانان بالا گرفته. بر خلاف رستوران های کلاسیک که هرکسی سر به گریبان خود دارد و مشغول صرف غذای خود می شود، اینجا هر از گاهی بین مهمانان بحثی سر می گیرد و همه در بحث مشغول می شوند. استقلال در برابر ملوان با ۴ گل شکست خورده  و همه حاضران کارشناس فوتبال شده اند. اقدام محمد مایلی کهن برای پوشیدن لباس رفته گران و پاکبانان شهرداری هم جز بحث مشتریان جوان است. گاهی هم جوک هایی درباره کلیپس دختران و لباس خانم اشتون و قیمت جدید بنزین لابه لای بحث ها می شنوم! وارد هیچ بحث نمی شوم و فقط شنونده ام.

هر ساعتی که به آخر شب نزدیک می شویم، بر جمعیت مهمانان و مشتریان افزوده می شود. در میان حاضران، دو سه نفر دختر جوان هم بودند که حالا دیگر سالن را ترک کرده و خبری  از آنان نیست، حتی همراهانشان هم در سالن نبودند. از موتور سیکلت گرفته تا خودروهای گران قیمت کره ای مقابل قهوه خانه نشان می دهد که جمعیت حاضران را چه کسانی تشکیل می دهند اما نمی توان به راحتی میزان تحصیلات آنان را تشخیص داد.

حالا دیگر با فضای قهوه خانه آشنا شده ام و به خودم اجازه می دهم در سالن قهوه خانه گشتی بزنم و مسافران تخت های قهوه خانه را برانداز کنم. میانگین سن حاضران به بالای ۳۰ سال نمی رسد. حتی مدیر قهوه خانه هم جوانی بیست و چند ساله با صورتی کم پشت و چهره ای دود زده است.  

همه وجودم بوی دود قلیان گرفته. موسیقی یکنواخت اما ملایم است و جز آهنگ های تکراری، صدای جدیدی نمی شنوم. نمی توانم بگویم از موزیک خسته شده ام. آوای قل قل قلیان همچنان گوش نوازی می کند.

قهوه چی، قلیان کوچکی را روی تختم قرار داده و ظاهر قلیان داد می زند که منتظر لب هایی است که به آن پوک بزنند.  

دقایقی با لوله قلیان بازی می کنم و از شما چه پنهان پوکی هم می زنم اما بدنم نمی کشد و واقعا نمی توانم نفسم را پس از پوک غلیظی که زدم باز یابم. جوانی متوجه بی میلی من به قلیان شده و کنار تخت می نشیند.

تا حالا شما را اینجا ندیده ام؟

سئوال جوانک را با اشتیاق جواب می دهم که «اولین باره اینجا آمدم، توی خیابان معزی می نشینیم ولی تا الان فرصت نشده سری بزنم».

او را دعوت به قلیان می کنم. چنان ریه هایش را با پوکی سنگین، مملو از دود تنباکوی دو سیب می کند و باز پس می دهد که گویی با قلیان زاده شده!هر پوک که می زند نگاهش را به سقف می دوزد و به هم همه قهوه خانه گوش فرا می دهد و با هر باز دمی موجی از آرزو و فکر و غصه را از خود بیرون می کند.

ظاهر محسن، همان جوانی که حالا مهمانم شده نشان نمی دهد تحصیلکرده باشد اما می گوید در دانشگاه پیام نور داریون علوم سیاسی می خواند. ادعایش را باور نکردم. آموزش عالی تا عمق روستاها و شهرهای کوچک نفود کرده؟ اما ساعتی بعد، فقط با کنترل اینترنتی متوجه شدم که بی راه هم نمی گوید و او دانشجوی داریون بخشی کوچک در شمال شرق شیراز است. ولی واقعا چیزی از مفاهیم سیاست نمی داند و من هم وارد بحث نمی شوم.

حالا قهوه خانه پشت و پناه جوانانی مثل محسن شده که همه آرزوهای خود را در دود قلیان دنبال می کنند و غصه هاشان را با بازدمی از دود قلیان به آسمان می سپرند. هر شب در گوشه ای از این شهر محافلی خصوصی و عمومی برپاست و جوانانی گرد هم می آیند و تنباکویی دود می کنند و نان و املتی می خورند. آرامشی بهتر از این!؟

۲۳ هزار تومان صورتحساب املت و قلیان و یک سینی چای! قبل از خروج از قهوه خانه، کارت بانکی می کشم که یادم و یادشان باشد در دنیای آی تی با سرعتی بیشتر ازچرخش آب و دود قلیان زندگی می کنیم.

[ پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۹۲ ] [ ۱۱:۵۶ قبل از ظهر ] [ سیمرغ ]
گزارشی از معادن فارس/ ثروتی که زیر زمین خاک می خورد

سعید نظری..............................

وجود ذخایر معدنی از مهمترین مزیت‌های اقتصادی هر منطقه‌ای است که با استخراج و فرآوری آن می‌توان به تولید ثروت، ایجاد اشتغال و ارزش افزوده در هر منطقه اقتصادی رسید.

اهمیت معادن تا آنجاست که بسیاری از کشورهای ثروتمند فاقد منابع نفت و گاز با اتکا بر همین منابع زیرزمینی خدادادی توانسته‌اند اقتصادی شکوفا را برای خود رقم زنند.
ارتباط معدن با صنعت در حوزه فرآوری و بازتولید ذخیره‌های معدنی مثل سنگ‌های فلزی و سنگ‌های زینتی و … منجر به ایجاد اشتغال پایدار، ایجاد ارزش افزوده به جای خام فروشی، توسعه صنایع فرآوری و جانبی مثل فولادسازی و… ، توسعه صادرات، افزایش تولید ناخالص ملی و … می‌شود.
در این میان استان فارس با داشتن ۴۸۴ معدن شناخته شده با بیش ۲۷ تنوع و بیش از ۲ میلیارد تن ذخیره معدنی از حیث تعداد در رتبه ۶ کشوری و از حیث حجم ذخایر معدنی در رتبه ۴ کشور قرار دارد اما متاسفانه به رغم شرایط خوب ذخایر معدنی، سهم معادن در ارزش افزوده استان فارس تنها ۸ درصد است در حالیکه این سهم در کشور به ۲۲ درصد می‌رسد.
آمار نشان می‌دهد معدن عملا در تولید ثروت در استان فارس هیچ نقش قابل توجهی ندارد و نتوانسته خود را به عنوان مزیت جدی اقتصاد استان فارس مطرح کند. توسعه سرمایه‌گذاری در حوزه معدن توام با ایجاد صنایع وابسته به منظور ایجاد ارزش افزوده می‌تواند از مهمترین اهداف دولت جدید برای توسعه اقتصادی استان فارس باشد.
در حالیکه در سال ۹۰ نزدیک به ۶۱۵ میلیارد تومان در بخش معدن کشور و در شرایط سخت تحریم و تورم فزاینده صورت گرفته است اما آمارها در استان فارس چندان امیدوار کننده نیست و کمتر از ۶۹ میلیارد تومان سهم استان فارس بوده است. در این میان مشکلات و نارسایی‌هایی وجود دارد که در تمام سالیان گذشته باعث شده معادن فارس نسبت به دیگر نقاط کشور به شکوفایی لازم نرسند و حجم سرمایه گذاری های انجام شده نتواند این فرصت اقتصادی را در استان فارس شکوفا کند.
هم اکنون استاندار فارس از اختصاص ۵ میلیارد تومان اعتبار مشخص برای مطالعه در حوزه شناخت و بررسی ظرفیت‌ها و ذخایر معدنی استان خبر داده و این امید را زنده کرده است که بتوان این مزیت مهم اقتصادی را در آینده فارس فعال کرد.
سرمایه‌بر بودن، مخاطره بالا، زمان بربودن دوره اجرا، عدم آزادی در انتخاب محل اجرای طرح و غیرقابل تجدید بودن ذخایر معدنی استخراج شده از تفاوت‌های اساسی فعالیت‌های معدنی نسبت به سایر فعالیت‌های اقتصادی است که صاحبان سرمایه را نسبت به سرمایه‌گذاری در این بخش بی‌رغبت می‌کند.
همین امر سبب شده بانک‌های استان فارس در برابر رقبایی همچون بخش بازرگانی و مسکن، استقبال کمتری نسبت به معدن و معدنکاران داشته باشند و از پذیرش ریسک سرمایه‌گذاری و مشارکت و پرداخت تسهیلات در این بخش طفره روند. تا آنجا که از ارائه آمار درست و واقعی در حوزه معدن خودداری می‌کنند.
علاوه بر این بخش معدن نسبت به دیگر بخش‌های اقتصادی استان از ضعف منابع انسانی کارآمد و متخصص به شدت رنج می‌یرد، فقدان رشته‌های تحصیلی مرتبط با معدن در دانشگاه‌های بزرگ شیراز و فارس نشان می‌دهد که فاصله دانشگاه و معدن بیش از دیگر بخش‌های اقتصادی در استان فارس است. همین موضوع به پایین بودن نرخ بهره‌وری و ضعف تکنولوژیک در معادن دامن زده و حضور شرکت‌های مشاوره‌ای و پیمانکاران اکتشافی توانمند را در استان محدود کرده است.
در این میان فقدان تعریف مشخص از نقش و جایگاه معادن در موضوع توسعه استان فارس باعث شده ادارات دولتی مرتبط ضمن بی‌توجهی مفرط به حمایت فعالان معدن و معدن‌کاران، با ایجاد قوانین دست‌وپا گیر به محدودیت سرمایه‌گذاران دامن زده و با افزایش حقوق دولتی، زمینه افزایش هزینه‌های استخراج را فراهم کنند و عملا امکان رقابت با دیگر استان‌ها و رقبا را از معدنکاران فارسی بگیرند.
دخالت برخی از عوامل سفارش شده قدرت از پایتخت در امور معادن و واگذاری بسیاری از معادن شمال استان به نهادهای غیردولتی اما وابسته به چهره‌های سیاسی در طول سال‌های گذشته و یا به نوعی رواج «معدن‌خواری» در استان فارس، در کنار اختلافات گسترده با معارضین محلی، ریسک‌‌های جدی را برای علاقمندان به سرمایه‌گذاری در این بخش ایجاد کرده است.
مواردی همچون نرخ بالای تجهیزات معدنی، هزینه‌های حمل و نقل و فاصله نسبتا زیاد تا بنادر جنوبی، وجود مالیات‌های سنگین و فقدان صنایع فرآوری توانمند باعث شده بخش معدن فارس نتواند در حوزه صادرات درخشش و موفقیت چندانی داشته باشد.
بنابراین بر اساس آمار اعلام شده دقت نظر و برنامه‌ریزی مسئولان برای ایجاد جهش جدی در توسعه بخش معدن به عنوان مزیت اثربخش اقتصاد استان فارس می‌تواند به شکوفایی و رشد اقتصادی این استان کمک قابل توجهی‌ کند.
با توسعه این مزیت اقتصادی امکان ایجاد ارزش افزوده بیشتر و در نتیجه افزایش تولید ناخالص داخلی استان فارس می‌توان به بهبود شاخص‌های درآمدی و ایجاد اشتغال پایدار در این استان امیدوار بود.
اگرچه استاندار فارس تاکنون چندین بار به عزم جدی خود برای توسعه بخش معدن اشاره کرده و تاکنون چند همایش و جلسه برای خروج از خواب زمستانی معادن فارس برگزار شده اما به نظر می‌رسد بخش معدن به اراده‌ای ملی و عمل بیش از همایش و جلسه نیاز داشته باشد.
تغییر در مدیران مرتبط با بخش معدن به خصوص در سازمان صنعت و تجارت، استفاده از مدیران با اراده به منظور جلب و جذب سرمایه‌های داخلی و خارجی و نیز تلاش برای کوتاه کردن دست معدن‌خواران وابسته به مراکز قدرت میّ‌تواند حیاتی دوباره به این بخش ببخشد.
[ چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ ] [ ۱۳:۲ بعد از ظهر ] [ سیمرغ ]
درباره وبلاگ

گرچه از خاکیم و خاک زیر انداز ماست//آسمان کوچکترین بازیچه پرواز ماست
امکانات وب