X
تبلیغات
آواز سیمرغ

/گوشه ای خاطراتم/

حجت های آیت الله حائری شیرازی

سعید نظری.........................................................

اردیبهشت ماه سال 84 وقتی انتخابات ریاست جمهوری نهم به اوج خود نزدیک می شد، فاطمه و یاسر فرزندان هاشمی رفسنجانی عازم شیراز شدند تا در مراسم میتینگ طرفداران پدرشان شرکت کنند.

فرزندان رئیس مجع تشخیص مصلحت نظام پیش از حضور در متینگ، در مراسم نه چندان خصوصی که جمعی از خبرنگاران حضور داشتند، به دیدار آیت الله حائری شیرازی نماینده وقت ولی فقیه در استان فارس شتافتند و نامه ای از پدر به امام جمعه وقت شیراز تحویل دادند.

آیت الله حائری شیرازی که در خرداد 76 سرسختانه به دفاع از ناطق نوری پراخته تا جایی که زیبایی سیدمحمدخاتمی را به یزید تشبیه کرده بود، این باز نیز تصمیم خود را گرفته و قریب یک سال بود که تریبون نمازجمعه شیراز را به سکوی دفاع از شهردار وقت تهران تبدیل کرده است. او از هر فرصتی برای تجلیل از شهردار نه چندان نام آشنای تهران استفاده می کرد و همواره مثال می زد که «در فلان بارندگی، وقتی فلان خیابان تهران آب گرفته بود، شهردار خود آستین بالا زده و با بیل کارگران راه سیلاب را گشوده است». مثالی که پیش  از آن در ستایش شهید باکری شهردار فقید ارومیه بارها و بارها شنیده بودیم.

آیت الله حائری شیرازی تسلیم خواهش های فرزندان هاشمی رفسنجانی در آن دیدار نشد و هر چند به پدرشان ادای احترام کرد و جز نیکی از هاشمی و اقداماتش در قبل و بعد از انقلاب چیزی نگفت. امام جمعه سابق شیراز در آن زمان از حجت خود برای حمایت از جوانان سخن گفت و خواست که هاشمی رفسنجانی نیز راه جوانان در مدیریت عالی کشور باز کند.

آیت الله حائری شیرازی همچنان حامی احمدی نژاد ماند و به درخواست نزدیکانش در موتلفه برای حمایت از لاریجانی نیز پاسخ منفی داد و در دیدارش با محسن رضایی هم بازکردن راه جوانان را مهمترین هدفش برای حمایت از احمدی نژاد خواند.

اما آیت الله حائری شیرازی بعد از انتخابات سال 88 در جمع طلاب بسیجی طرح رضوان در قم گفت: من در دوره اول حضور احمدی نژاد برای اینکه آقای هاشمی رای بیاورد تلاش کردم، عده‌ی پیش من آمدند برای اینکه من از احمدی‌نژاد حمایت کنم، من به آنها گفتم شما بر اساس فهم خود و با قصد قربت عمل کنید، اما هنگام رای‌گیری، بنده سرصندوق استخاره کردم که آیه "و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض ..." آمد.

آیت الله حائری در دولت نهم مزد حمایت همه جانبه اش هم گرفت و استانداری فارس به پسر باجناقش ـ محمدرضا رضازاده ـ واگذار  و داماد خواهرش ـ علیرضا طهماسبی ـ عازم وزارت صنایع و معادن شد و پزشک مخصوصش یعنی کامران باقری لنکرانی به وزارت بهداشت رسید.  خود نیز استاد اخلاق دولت شد.

آیت اله حائری شیرازی در همین زمان از مقام خود به عنوان نماینده ولی فقیه در استان فارس و امامت جمعه شیراز کناره گیری کرد و ترجیح داد به حوزه برگردد و به زودی نیز احمدی نژاد هم رویه ای دیگر پی گرفت. طهماسبی و لنکرانی یکی پس از دیگری برکنار شدند. آیت الله اما در انتخابات 88 از کسی حمایت نکرد یا لااقل نشان داد حامی کسی نیست و البته رضازاده هم از استانداری فارس رفت.

روح الله احمدزاده 30 ساله استاندار جدید دولت دهم در فارس شد. یاران جدید دولت احمدی نژاد خدمات استاد برای پیروزی رئیس شان را فراموش کردند و هر آنچه در چنته داشتند علیه استاد رو کردند و به زودی فرزندان استاد در رسانه های فارس متهم به زمین خواری شدند و بخشی از مسئولان سابق دفتر استاد دستگیر یا تحت تعقیب قرار گرفتند. آیت الله حائری شیرازی نیز در برابر فشارهای افکار عمومی به رئیس قوه قضائیه نامه نوشت که «خلاف قانون و خلاف مقررات و خرید افراد برای عبور از قانون در هر صورت از دید اینجانب مردود است. در مورد افرادی که در گذشته با اینجانب کار می­کردند هیچ تفاوتی با دیگران نیست. بلکه مسئولیت آنان سنگین­تر است ولی اگر خلاف ثابت نشود مفتری هر چند از مسئولین باشد باید معرفی و مجازات شود». هر چند این موضوع با دخالت آحمدی نژاد و تذکر به کارگزارانش برای خاتمه دادن به موضوع زمین خواری در شیراز، ناتمام باقی ماند.

در این زمان اما اظهار نظرهای غیر متعارف اسفندیار رحیم مشایی آغاز شده و سیر انتقادات علما روانه پاستور شد که ناگاه نامه حائری شیرازی خطاب به رحیم مشایی منتشر شد. نماینده مردم فارس خبرگان رهبری بر خلاف دیگر همفکرانش که در هر تریبونی جز انتقادات بی پایه ، توان پاسخ گویی منطقی به نزدیکترین یار محمود احمدی نژاد نداشتند، در نامه ای مفصل خطاب به «جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی دوست نزدیک رئیس جمهور» از علل حرمت موسیقی سخن گفت و ادله فقهی را به قضاوت افکار عمومی گذاشت تا نشان دهد که حجت آیت الله حائری شیرازی جنسی علمی دارد نه سیاسی  و حزبی!

حجت بر شیخ شیراز تمام نشده بود؛ استاد اخلاق دولت دست از نامه نگاری بر نداشت و این بار از تخت بیمارستان نمازی و در حالت بیماری برای مشایی نامه نوشت و در باب مکتب ایرانی سخن گفت. نامه ای که البته مخاطبان دیگری هم داشت. افراطیونی که به جای پاسخ دادن منطقی به مشایی، فقط فحش می دادند.  

آیت الله در مقدمه شدیدالحن نامه خود خطاب به منتقدان احمدی نژاد نوشت: «کسانیکه به رئیس جمهور هتک حرمت می کنند گمان نکنند از رئیس جمهور عبور کرده اند آنها از رهبری عبور کرده اند . فتنه را باید شکافت و چشم فتنه را در آورد جواب مطالب آشکار پاسخ های آشکار است! فتنه پاسخ ندادن به مطالب آشکار است. مناظره حتی با رئوس ملحدین از شیوه امامان ششم و هشتم (علیهما السلام) است. در آینده نه چندان دور این شیوه زنده خواهد شد چون اسلام هنوز زنده است و به حیات خود ادامه می دهد. به عنوان شروع کار در پاسخ به مطرح کننده بحث مکتب ایرانی مطلبی نگاشته ام .مطالب ایشان رامدتها قبل شنیده اید مطالب ما راهم بشنوید.»

او سپس به نقد مکتب ایرانی در نامه خود پرداخت و دلائل علما برای دفاع از مکتبی اسلامی ـ ایرانی را شرح داد.

امام جمعه سابق شیراز بار دیگر به حجت خود عمل کرد و پیش از اعلام نتایج احراز صلاحیتها از سوی شورای نگهبان که زمزمه رد صلاحیت هاشمی بالا گرفت، به رهبری نامه نوشت و خواستار بازنگری در نظر شورای نگهبان شد.

او به رهبر انقلاب نوشت: «حماسه سیاسی در انتخابات و مشارکت حداکثری که همواره موردنظر رهبری بوده است، وقتی تحقق می یابد که افراد رده اول دو طرف در رقابت حاضر باشند. مثلاً بازی استقلال و پیروزی، همه را در استادیوم حاضر می کند و جای خالی نمی ماند. حذفی یکی از این دو تیم حضور را به حداقل می رساند.
همین طور حذف یک فرد برجسته از صحنه انتخابات در شرایط کنونی با هدف ایجاد حماسه سیاسی ناسازگار است. حتی اگر توجیهاتِ حذف، منطقی باشد.»

او در نامه خود نوشت: در انتخابات حذف یک طرف یا حذف فرد برجسته آن در شرایط کنونی با مصلحت ضرورت ایجاد حماسه سیاسی سازگار نیست.

آیت الله اما در برابر همان افارطیونی که احمدی نژاد و یارانش را بی هیچ منطقی به اسلام زدایی متهم می کردند، مجبور شد توضیح دهد که نامه اش به رهبری بر اساس وظیفه بوده، آنچنان که اقدام شوری نگهبان نیز بر اساس وظیفه بود.

استاد اخلاق دولت در دهه گذشته نشان داد که به فهم ملموسی از جامعه دست یافته که حاضر است هم به مشایی نامه بنویسد و هم از هاشمی رفسنجانی دفاع کند و هم به منتقدان هاشمی و مشایی پاسخ دهد که یکی از دلسوزان نظام و رهبری عزیز انقلاب است و حجت مصلحت نظام است.

 

 

[ یکشنبه پنجم خرداد 1392 ] [ 1:54 قبل از ظهر ] [ سیمرغ ]

/گوشه‌ای از خاطراتم/

خبرنگاری عالم بی نظیر در دنیای مشاغل است، به خصوص آنکه هر سال که می‌گذرد، به گنجینه‌ای از اطلاعات تبدیل خواهی شد که شاید کمتر کسی به آن دسترسی د اشته باشد.

در 12سال کار خبرنگاری در شهر شیراز که از سال 78 تا 90 در زندگی‌ام رقم خورد، گوشه‌هایی از تاریخ شفاهی انقلاب در استان و شهری تاثیر گذار، ثبت و ضبط شد که هرکدام می‌توانست منشا بسیاری از قضاوت‌های آیندگان باشد. اما متاسفانه ضعف فنی و ناپختگی حرفه‌ای حقیر و عدم دسترسی به آموزه‌های پیش‌کسوتان بزرگ عرصه روزنامه نگاری، حقیر مجال نیافتم که در ثبت و ضبط مکتوب وقایع در قالب خاطراتم کوشا باشم.

در سال 90 هنگامی که به زعم برخی آقایان در زمره مخلان امنیت قرار گرفته و پس از مدتی نه چندان کوتاه بازداشت، از عرصه خبرنگاری دور افتاده و جدا شدم، به دلیل فشارهای روحی و روانی ناشی از حوادث مهر تا آذر ماه 90، بخش بسیار زیادی از این خاطرات از ذهنم پاک شد. البته فقدان آرشیو مناسب از روزنامه‌های شیراز نیز میدان تحقیق و پژوهش در مورد تاریخ شفاهی دهه 80 فارس را از من گرفته است.

در این میان اما حوادثی بروز می‌کند که به من مجال یادآوری بخشی از این خاطرات را می‌دهد که شاید البته از دقت کافی برخوردار نباشد. لذا بد ندیدم گوشه ای از این خاطرات را ثبت و با درج در وبلاگم، با عنوان « گوشه‌ای از خاطراتم» آنها را منتشر کنم.

از دوستان همکار سابق نیز انتظار دارم در این زمینه هرجا که لازم بود و صلاح دانستند راهنمایی‌ها و روشنگری‌های خود را از حقیر دریغ نکنند.

[ شنبه چهارم خرداد 1392 ] [ 7:34 بعد از ظهر ] [ سیمرغ ]

گزارش یک سفر  

هاشمی رفسنجانی و نشست هسته ای تهران دو

سعید نظری.........................................................................

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی 27 مهرماه سال 83 در برنامه‌ای از پیش اعلام نشده به شیراز سفر کرد و چند روزی مجاور حضرت احمدبن موسی شاهچراغ شد.

آن زمان به عنوان خبرنگار خبرگزاری ایسنا ماموریت یافتم، سفر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را در شیراز به طور کامل پوشش دهم. وی روز اول سفر خود را با زیارت مزار حضرت حافظ شروع کرد و فردا عازم بازدید از عملیات قطار شهری در منطقه معالی آباد شد.

×××

فرج الله رجبی که به تازگی از شهرداری شیراز برکنار و جانشین صمد رجا در سازمان قطار شهری شیراز شده بود، گزارش مفصلی از روند ساخت و ساز ارائه کرد، اما آیت‌الله به مهندسان ایراد گرفت که ارتفاع سقف تونل کوتاه است و به هنگام راه اندازی واگن با مشکل روبرو می‌شوید.

در بین مهندسان صدای اعتراض شنیده می‌شد که «عمامه به سر» را چه به امور فنی و محاسباتی؟ اما چندی نگذشت که پیش بینی شیخ اکبر درست از آب درآمد و مجبور شدند دوباره سقف تونل معالی آباد را با صرف هزینه‌های گزاف اصلاح کنند و البته حالا صمد رجا معاون عمرانی استاندار دولت نهم شده و کسی را یارای بازخواستش نبود!

×××

ظهر همان روز در منطقه پل خان مرودشت، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام از عملیات عمرانی راه آهن شیراز ـ اصفهان بازدید کرد؛ مجلس هفتم به مدد ریاست دست و پا شکسته حدادعادل، قرارداد فاینانس عملیات اجرایی این پروژه عظیم با پیمانکار چینی را لغو، احمد خرم وزیر راه را برکنار کرده و کار را به پیمانکارانی آشنا و ناآشنای داخلی سپرده بود.

آیت‌الله به محض ورورد به محوطه اجرایی قرارگاه خاتم از مهندسان ایراد گرفت، که چرا در منطقه گردشگری شیراز ـ تخت جمشید، ریل دو بانده پیش بینی نشده و چرا امکان تردد قطارهای پر سرعت برای مسیر تاریخی شیراز تا منطقه پارسه را فراهم نکرده‌اند؟

مهندسان وزارت راه و جمعی از پیمانکاران با اسلایدهای خوشکل، از عملیات مالی و اجرایی گزارش دادند اما رئیس دولت سازندگی مدام خرده می‌گرفت که با نرخ تورم حاکم بر کشور، هزینه‌های پیش بینی شده کافی نیست و این پروژه سر وقت تحویل مردم نمی‌شود‍‍! مهندسان با پیشرفته ترین دستگاه‌های محاسباتی، پیش بینی می‌کردند و شیخ اکبر با ذهن حساب‌گر خود!

×××

آیت‌الله البته این بار دوست داشت به جای تخت جمشید، از نقش رستم باقی مانده گور چند پادشاه هخامنشی بازدید کند. در مسیر پل خان تا نقش رستم به ناگاه بنز معروف شیخ اکبر، مسیر کج کرده و وارد مزرعه ذرتی در حاشیه جاده شد. برنامه‌هایی که فقط خبرنگاران و محافظانش را غافلگیر می‌کرد.

آیت الله به خوبی می‌دانست که اینجا همان مزرعه‌ای است که در دوران ریاست‌جمهوریش، سرکشی کرده و با کشاورزان مرودشتی در اینجا دیدار داشت. دقایقی را با کشاورز ذرت کار گفت وگو کرد و بدون اینکه به خبرنگاران اجازه حضور داده باشند، دوباره به سمت نقش رستم حرکت کردیم.

×××

شب هنگام رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در مراسم ضیافت شام آیت‌الله حائری امام جمعه وقت شیراز با حضور طلاب و مدرسان حوزه های علمیه شیراز شرکت کرد. هنوز آیت‌الله وارد حیاط بزرگ دفتر نمایندگی ولی فقیه نشده بود که یکی از مدرسان حوزه علمیه شیراز، با هر آنچه توان داشت علیه تهاجم فرهنگی فریاد زد و مدیران وقت را متهم کرد که با دعوت از موزیسین‌های ارمنی ـ مشخصا منظورش لوریس چکنوواریان ـ تلاش می‌کنند جشن هنر فرح را در شیراز احیا کنند.

هاشمی اما به بیان خاطره‌ای از امام راحل پرداخت که مانع از دخالت تندروها در پخش سریال سلطان و شبان شده بود و تلاش کرد روحانیون شیرازی را راضی کند که تندروی علیه جوانان، نتیجه‌ای جز اسلام ستیزی در بین آنان ندارد.

×××

صبحگاه روز 28 مهر پس از طلوع آفتاب، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، عازم حرم مطهر شاهچراغ شد، بدون آنکه پیش بینی امنیتی صورت گرفته باشد. درست یادم هست که وقتی آیت‌الله در بالاسر به نماز ایستاد و عکاسان هر آن، 100 فلش در حرم آزاد می‌کردند، مرد میانسالی که به نماز ایستاده بود، غافل از حضور شیخ اکبر، هاج و واج مانده بود که نماز خود را بشکست!

هنوز سیدمحمدمهدی دستغیب تولیت آستان شاهچراغ خود را برای استقبال از رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، به حرم نرسانده بود که عازم حرم «سید میر محمد» و آرامگاه شهید دستغیب شدیم. شیخ اکبر آنجا نیز دو رکعت نماز خواند و مابقی جلسه در دفتر تولیت آستان شاهچراغ برگزار شد.

×××

عصر هنگام پس از آنکه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در جلسه شورای اداری استان شرکت کرد، آیت‌الله بازدید مختصری از مجموعه پشت کوه فلاحت در فراغت داشت.

×××

در تمام طول سفر مرتبا از ناحیه دبیرکل اخبار ایسنا در تهران تحت فشار بودم که از رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، در مورد نشست تهران دو گروه 5+1 با ایران سئوال کنم و موضعش را بپرسم اما هر بار نماینده روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت، می‌گفت: آیت‌الله علاقه‌ای به اظهار نظر ندارند‍!

آیت‌الله با تصمیمات نشست تهران دو مخالف بود و به قصد مخالفت با این تصمیمات، خود خواسته به شیراز سفر کرده بود و تا پایان نشست تهران دو، در شیراز ماند. آیت‌الله با این اقدام می‌خواست در فضایی خارج از تهران باشد.

شیخ اکبر در حاشیه مراسم بدرقه در فرودگاه شیراز با خبرنگاران از مسائل استان فارس سخن گفت و هیچ سخنی از نشست تهران به میان نیاورد اما من در آخرین لحظه‌ نظرش را جویا شدم بلکه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، لب به سخن باز کند اما آیت‌الله تنها ترجیح داد از استاندار وقت فارس ـ ابراهیم انصاری لاری ـ تجلیل کند. تا ساز مخالف کوک نکرده باشد.

عکس یادگاری پایان بخش سفر شیخ بود.

آیت‌الله در پایان این سفر با وزیر خارجه هند در تهران ملاقات داشت.    

[ دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392 ] [ 2:9 بعد از ظهر ] [ سیمرغ ]

جانستان وزارت خارجه

سعید نظری .........................................................

مطالعه «جانستان کابلستان» روایت «رضا امیرخانی» از سفر به افغانستان را که مهر 88 و پس از جریانات انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری صورت گرفته را به سفارش عزیزی از دوستان آغاز کردم.

هر چند هنوز به انتهای این کتاب نرسیده ام و نگاشتن در موردش منصفانه و عاقلانه نیست اما امروز که دولت دهم به پایان خود رسیده و شمارش معکوس برای انتخابات یازدهم شروع شده، خواندن این سفرنامه خالی از لطف نیست.

خواندن این رمان برای آنانی که قبلا نیز آن را خوانده اند، تجویز می شود؛ چه اینکه رضا امیرخانی خود از جمله فعالان فرهنگی است که در سر در آبشخور جریان اصولگرا دارد.

امیرخانی در این روایت تا پایان سفرش به شهر هرات با قلمی که مخصوص اوست و طرفدارانی بسیار دارد، به خوبی تصویری روشن می دهد از عملکرد وزارت خارجه! و به خوبی می توان دریافت که چرا پس از 35 سال این همه در محاسبه معادلات جهانی پر اشتباه ظاهر می شویم.

وزارت خارجه ای که بیش از هر کس، ساختارش مدیون دکتر علی اکبر ولایتی است! هم او که 16 سال سکاندار وزارت خارجه بود و امروز داعیه دار ریاست جمهوری!َ

 

[ جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 11:36 بعد از ظهر ] [ سیمرغ ]

شوراهای شهر تاکتیکی مطمئن برای دموکراسی

سعید نظری...............................

ایران اسلامی برای چهارمین بار خود را آماده برگزاری انتخابات شورای شهر و روستا می کند. اگرجه در سه دوره قبل، اختیارات این شوراها محدود نگه داشته شد و اجازه توسعه اختیارات آن مطابق آنچه در قانون اساسی جمهوری اسلامی پیش بینی شده، داده نشد اما به اعتقاد نگارنده شوراهای شهر و روستا مهمترین و قابل اعتمادترین برنامه، برای رسیدن به دموکراسی و مردمسالاری است.

بررسی‌های نگارنده در بسیاری از شهرهای کوچک و مراکز شهرستانها بیانگر موفقیت عملکرد شوراهای شهر و روستا در مدیریت شهری است و توانسته سلائق مردم را در اداره امور شهر بر اراده مدیران دولتی تحمیل کند و از طرفی حجم فسادی که به واسطه عدم نظارت مردم در اداره امور شهرها و تسلط دولت ایجاد شده بود، را بکاهد. 

شوراهای شهر و روستا باعث بروز خلاقیت و نمایش استعدادهای گمنامی شده که پیش از آن نظاره گر دخالت‌های به جا و نا به جای استانداران و فرمانداران و حیف و میل اموال شهری توسط مدیران کم بضاعت دولتی بودند.

اگرچه شورای شهر و روستا تا رسیدن به جایگاه واقعی خود فاصله بسیاری دارند و بسیاری از حقوق و وظایف آنان همچنان تفویض نشده و در ید اختیار دولت‌هاست، اما در مجموع کشوری باید میانگین بیش از 15 را به عملکرد آنان داد و خوش بینانه نظاره گر رقابت و تمرین آحاد مردم در عرصه دموکراسی و مردمسالاری بود.

برگزاری دوره چهار انتخابات شورای شهر و روستا شاید بتواند نقطه آغازی از دوره جدید تمرین تاکتیکی برای رسیدن به دموکراسی مطلق باشد. تلاش برای فراخواندن چهره‌های جوان تحصیلکرده و غیر وابسته به مراکر قدرت، ایجاد بستری برای توانمندسازی کاندیداها به منظور تنظیم و ارائه برنامه‌های توسعه‌ای مبتنی بر واقعیات جامعه، نظامند کردن رقابت داوطلبان بر اساس نوع برنامه پیشنهادی و ایجاد گروه‌های مبتنی بر نظام‌های چند حزبی می‌تواند مردم را در عرصه دموکراسی‌خواهی فعال نگه دارد.

شوراهای شهر در سه دوره قبل توانسته به بخشی از جامعه شخصیت سیاسی و مدیریتی ببخشید و فضای فعالیت سیاسی را از پایتخت و مراکز استان‌های بزرگ به شهرهای کوچک بکشاند و بخش بزرگی از جامعه را درگیر تمرین دموکراسی خواهی کند اما همچنان این رقابت دموکراسی به تمرین‌هایی با تاکتیک‌های بیشتر و متنوع‌تری نیاز دارد.

نگارنده معتقد است غفلت از انتخابات شوراهای شهر و روستا و سپردن عرصه رقابت به عوامل دولت و حاکمیت، عین جفاکاری به نظام بوده و عملا راه را برای تمامیت‌خواهان باز می‌کند و کام مردم را از دستاوردهای مردمسالاری مبتنی بر قانون اساسی تلخ خواهد کرد.

طرفداران مردمسالاری و آنان که دل در گرو توسعه کشور بر مبنای دموکراسی دارند و در سالیان اخیر چوب نهضت دموکراسی خواهی را بر گرده خود احساس کرده‌اند، حق ندارند در این دوره از انتخابات به بهانه‌های واهی شانه خالی کنند و بلکه باید تمرکز خود را از شهرهای بزرگ به شهرهای کوچک انتقال داده تا تاکتیک خود را به سطح جامعه اشاعه دهند.

[ دوشنبه دوم اردیبهشت 1392 ] [ 9:44 بعد از ظهر ] [ سیمرغ ]

رفتار شناسی موتلفه در فارس

سعید نظری ......................................

جمعیت موتلفه اسلامی از جمله گروه‌های سیاسی است که ریشه در مبارزات قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و پیوند بازار و روحانیت دارد. سابقه بیش از 50 سال فعالیت، این حزب را به تشکل سیاسی منسجمی در کشور تبدیل کرده که ابعاد مهم آن قابل بررسی و تحقیق است.

یکی از ابعاد مهم تاثیرگذاری این جمعیت سیاسی وجود نمایندگی‌های استانی و شهرستانی و قدرت بسیج کردن آنها در جریانات و حوادث مهم سیاسی است. نمایندگی موتلفه در ‌استان فارس اگرچه از نظر شکلی و محتوایی در بسیاری موارد با مرکز اختلاف دارد و تنها در اسلامگرایی نه چندان محافظه کار مشابه حزب مرکز عمل می‌کند اما نمی‌توان از منشا اثر آن در گستره ملی غافل شد.

سابقه تاسیس حزب موتلفه در فارس به زمان حضور «محمدنبی حبیبی» عضو بلند پایه این حزب در پست استانداری فارس در اوائل پیروزی انقلاب اسلامی بر می‌گردد و البته که سابقه مبارزاتی برخی از اعضای ارشد موتلفه در سالیان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی چندان روشن نیست.

موتلفه فارس هیچگاه مرامنامه مشخصی از خود را در اختیار عموم قرار نداد و بررسی بیانیه‌های این حزب در 25 سال گذشته چیزی جز دعوت از مردم برای شرکت در راهپیمایی‌های روز قدس و 22 بهمن و یا مخالفت با برخی از حوادث مثل جنگ عراق و افغانستان و یا حوادث تروریستی نشان نمی‌دهد.

ساختاری تقریبا از بالا به پائین دارد و اعضای حزب نقش موثری در تصمیم سازی‌های موتلفه فارس ندارند و همه چیز از بالا ابلاغ می‌شود. در عین حالی که دفاتر شهرستانی حزب فعال است اما کمتر شاهد برگزاری نشست‌های سالیانه حزبی در موتلفه فارس هستیم و عموما در آستانه هر انتخابات مدیران دفاتر شهرستانی برای ابلاغ تصمیمات و صرف شامی به شیراز فراخوانده می‌شوند.

به جرات می‌توان گفت که موتلفه فارس برخلاف موتلفه مرکز پیوند چندان مستحکمی با بازار و البته با روحانیت و حوزه‌های علمیه ندارد و بیش از هرکس معلمان پرورشی شیراز جذب این تشکل سیاسی شده و ساختار منظم و غیر انعطاف پذیری بر آن حاکم است.

موتلفه فارس در تمام سالیان پس از انقلاب اسلامی در قالب‌های مختلف برای رسیدن به قدرت در این استان تلاش کرد و عملا از اوائل دهه 80 توانست هدایت و رهبری جریانات راست در این استان را به دست گیرد و ساختمان قدیمی و دو طبقه کوچه بهار به مرکز تصمیم‌سازی‌های سیاسی استان فارس تبدیل شد.

موتلفه فارس همچنین اگرچه خود را در اصول تابع موتلفه مرکز می‌داند اما هیچگاه به سمت نهادهای حمایتی مثل کمیته امداد امام خمینی و یا تشکل‌های مردم نهاد امداد رسان مثل ایجاد صندوق‌های خیریه و قرض الحسنه نرفت و همچنین نتوانست نفوذ خود را در دایره مساجد مهم شهر بگستراند. همواره از مطبوعات و رسانه‌ها دوری کرده و به توزیع برخی بولتن‌ها و نشریاتی که در تهران منتشر می‌شود، بسنده می‌کند.با بازار و اتاق بازرگانی غریبه است و بر خلاف ژست‌های مستضعف گرایانه‌اش اما هیچ ابایی هم ندارد که برای نشست‌های حزبی و برنامه‌های انتخاباتی اعداد نجومی هزینه کند.

موتلفه فارس که هیچگاه با بافت سنتی بازار و نیز روحانیت شیراز ارتباط نداشت، در تمامی این سال‌ها خود را به آیت‌الله حائری شیرازی و پس از آن به آیت‌الله مکارم شیرازی نزدیک کرد اما همچنان با حوزه‌های علمیه شیراز فاصله بسیار دارد. این تشکل سیاسی با نزدیک شدن به خانواده شهدا و جذب جمعی از ایثارگران و خانواده‌های شهدا سعی کرد همراهی آنان را با خود جلب کند و البته همین موضوع باعث جلب رضایت برخی از فرماندهان سپاه نیز شده هر چند که این رضایت به معنای همراهی صرف سپاه با موتلفه نیست و گاهی اختلافات سنگینی بین طرفین بروز می‌کند.

بیشترین اهرم قدرت موتلفه متوجه نفوذشان در شورای نظارت بر انتخابات در فارس است و تقریبا از انتخابات مجلس پنجم تاکنون، شورای نظارت بر انتخابات در ید اختیار موتلفه فارس قرار دارد؛ موضوعی که همواره مورد انتقاد شدید فعالان سیاسی در فارس قرار دارد. عملکرد این شورا در حذف کاندیدای زن وابسته به کارگزاران در انتخابات مجلس پنجم و استمرار آن در انتخابات‌های بعدی هنوز از اذهان فعالان سیاسی حذف نشده است.

موتلفه فارس بجز مجلس ششم، در دیگر دوره‌ها به واسطه نفوذش در شورای نظارت بر انتخابات، تسلط چشم گیری بر نمایندگان فارس در مجلس شورای اسلامی داشت و همواره لیست کاندیداهای مورد حمایت موتلفه و اصولگرایان فارس در خیابان بهار بسته می‌شد. نکته جالب توجه اینکه موتلفه هیچگاه رویکرد موفقی نسبت به انتخابات شوراهای شهر و روستا نداشت و هیچ گاه هم نخواست در این زمینه خود راسرگرم کند.

سیدحسین ذوالانوار، مجید روزیطلب، جعفر قادری، احمد نجابت، محمدعلی حیاتی، شاهین محمدصادقی، ضرغام صادقی، سقایی، رضایی کوچی، عنایت االله هاشمی و ... از جمله نمایندگان وفادار (و نه الزاما با همراه با بینش سیاسی) به موتلفه بودند.

نخستین گام بزرگ موتلفه فارس در ماه‌های پایانی سال 83 با برگزاری نشستی به منظور رسیدن به نتیجه واحد برای کاندیدای ریاست جمهوری برداشته شد. در این نشست که در باشگاه فرهنگیان شیراز و به ریاست علی اکبر ناطق نوری برگزار شد، همه کاندیداهای جناح اصولگرا از جمله علی لاریجانی، احمدتوکلی، محسن رضایی، علی اکبر ولایتی و ... حضور داشتند اما برنده انتخابات 84 یعنی محمود احمدی نژاد ـ شهردار وقت تهران ـ نه تنها در این نشست شرکت نکرد بلکه در نامه‌ای به حاضران نوشت: «خدمت به مردم را به شرکت در محافل سیاسی ترجیح می‌دهم» و همین باعث شد که اصولگرایان از دسترسی به نتیجه مشخص دور بمانند و پس از آن موتلفه فارس با اصرار محمدرضا باهنر از علی لاریجانی در انتخابات سال 84 حمایت کرد.

جریان حامی لاریجانی در این استان اما با پیروزی احمدی‌نژاد در انتخابات، سکان‌دار فارس شد و با حذف سردار عبدالعلی نجفی فرمانده وقت بسیج فارس از کاندیداتوری پست استانداری فارس و انتخاب سیدمحمدرضا رضازاده به سمت استانداری توانست بسیاری از مراکز قدرت از جمله آموزش و پرورش، برق منطقه‌ای، مسکن و شهرسازی،دانشگاه شیراز، کار و امور اجتماعی و دو معاونت عمرانی و سیاسی و امنیتی استانداری فارس و برخی فرمانداری‌ها را به تصرف خود درآورد.

با رشد و توسعه فکری که در سالیان پس از جنگ و با گسترش کمی و کیفی دانشگاه‌ها در جوانان استان فارس رخ داد اما موتلفه فارس به دلیل ساختار غیر منعطفش نتوانسته با طیف جوان رابطه‌ای منطقی بر قرار کند و فردی مثل ضرغام صادقی به سمبل جوانگرایی این گروه سیاسی تبدیل شده است.

مرزبندی تشکل‌هایی دانشجویی و حوزوی وابسته به جریان راست با موتلفه فارس بعضا در قالب جنبش‌های عدالتخواهانه قابل مشاهده است؛ هر چند گاهی انتخابات و حوادثی سیاسی به نقطه اتکا و اتحاد طرفین تبدیل می‌شود اما نمی‌توان صرفا از همسویی فکری جوانان راستگرا با موتلفه حرف زد.

3 گانه روزیطلب، مشفقیان و شعرا راس هرم قدرت در موتلفه را در تمامی سالیان گذشته بر عهده داشته و انتخاب افرادی چون چوبینه و صادقی به سمت دبیری موتلفه چیزی جز بازی دموکراسی در این حزب نیست. هرچند افرادی مثل محمدحسین روزیطلب به دلیل پیوندش با خانواده شهدا و نیز برخی شاخصه‌های اخلاقی و سابقه مبارزاتی از کاریزمایی قوی در بین دوستان و دشمنانش برخوردار است اما هیچ ابایی ندارد که از اصول تعیین شده برای کارش عقب نشینی کند تا آنجا که در دوران مدیریتش بر آموزش و پرورش فارس شاهد حضور گسترده نیروهای اصولگرا در پست‌های مدیریتی، طرد نیروهای با تجربه و غیر متعهد به تفکر اصولگرایی،بهره‌گیری از امکانات این سازمان در راستای اهداف حزبی، پذیرایی با کاسه‌ای پر از ربع سکه از خبرنگاران، بروز حوادث ناگواری مثل آتش سوزی در مدارس دوردزن و ... بودیم.

روزیطلب با طراحی برنامه پیوند حوزه و مدرسه تلاش کرد موتلفه را به روحانیت نزدیک کند؛ او با این اقدام به آیت‌الله مکارم شیرازی نزدیک شد تا آنجا که روح‌الله احمدزاده استاندار سابق و حمیدرضا حاج بابایی وزیر آموزش و پرورش هیچ کدام نتوانستند از حمایت‌های آیت الله مکارم عبور کرده و روزیطلب را برکنار کنند.

موتلفه در بهره‌گیری از رانت‌های سیاسی چون شورای نظارت بر انتخابات و یا پست‌های مدیریتی ید طولایی دارد اما از ذکاوت و تیزهوشی لازم در این زمینه برخوردار نیست. موتلفه به راحتی تیم فوتبال برق را می‌فروشد و یا در زمان حاکمیت موتلفه بر آموزش و پرورش، شرکت تعاونی مصرف فرهنگیان به سختی ورشکست شده و به تعطیلی کشانده می‌شود. پایگاه رسانه ملی و شبکه استانی فارس را که به سختی به دست آورده بود، با ضعف شدید مدیریت و تمسک به افرادی تحجرگرا در رده‌های مدیریتی و تولید برنامه از دست می‌دهد.

در سال پایانی دولت اصولگرای دهم، اما ستاره قدرت موتلفه در فارس افول کرده و جریان راست تلاش می‌کند خود را از زیر بیرق موتلفه خارج کند. کامران باقری لنکرانی با تاسیس دفتر جبهه پایداری مسیری غیر از آنچه موتلفه برای جناح راست ترسیم کرده، دنبال می‌کند و بسیج و سپاه نیز با تقویت مراکزی چون بسیج دانشجویی، بسیج اساتید و متخصصان، بسیج طلبه و هنرمندان، رویکردی مستقل از احزاب اصولگرا را برای خود تعیین کرده‌، جنبش دانشجویان اصولگرا و عدالتخواه نیز حاضر نیست زیر بار نگرش‌های سخت و غیر بروکرات موتلفه فعالیت کند و به دنبال سهمی بیشتر در جریانات است. جریان حوزه‌های علمیه استان فارس نیز با حضور آیت‌الله ایمانی امام جمعه شیراز و نوع نگرشی که وی به ساختار حوزه‌ها دارد، آینده مطلوب‌تری را به انتظار نشسته است. موتلفه فارس همچنان امیدوار است با تمسک جویی به فضای سنتی عرصه سیاست در این استان، خود را در فضای مدیریتی این خطه از کشور حفظ کند.

با تغییر دبیر حزب موتلفه در استان باید به انتظار نشست که آیا رفتار این حزب سیاسی در فارس تا چه اندازه تغییر می کند هرچند در تمام این سال ها غلامحسين چوبينی،عنوان قائم مقام حزب را عهده دار بود و اسدالله بادامچيان نیز در مراسم تودیع دبیر پیشین حزب در استان با قدرانی از تلاش‌هاي محمد‌حسين روزي‌طلب، توديع را به‌معناي خداحافظی وی ندانست و با تاكيد براينكه روزي‌طلب همچنان به‌عنوان يك بازوي توانمند همراه حزب موتلفه خواهد بود،‌ اعلام کرد:غلامحسين چوبيني را به‌عنوان گزينه‌ای كه مورد تاييد آيت‌الله ايمانی، نماينده ولی فقيه در فارس بوده و همه دبيران موتلفه در شهرستان‌های فارس بر انتخاب وی اتفاق نظر داشته و دارند، به‌عنوان دبير جديد اين حزب در استان فارس معرفی كرد.

دبیر جدید البته تفاوت هایی با روزیطلب دارد او از یک طرف نزد مخالفان روزیطلب پایگاه بهتری دارد و از طرف دیگر کاریزمای او را بواسطه برادر 3 شهید بودن ندارد کاریزمایی که در همه این سال ها به کار موتلفه در فارس افتاده است.

 

[ چهارشنبه دوازدهم مهر 1391 ] [ 11:31 بعد از ظهر ] [ سیمرغ ]

حکایت قیر و قیف همچنان باقیست!

سعید نظری...........................................

*** حکایت اول:

چند روز قبل برای شرکت در جشنواره فروش مودم‌های وایمکس ایرانسل به دفتر مرکزی این شرکت بزرگ در بلوار نصر شیراز رفتم.

یک کارشناس و البته بهتر از آن نگهبان درب ورودی راهنمایی‌ام کرد که برای خرید مودم‌های وایمکس و شرکت در جشنواره‌ای که تا 31 شهریور ادامه دارد، چه مدارک و مراحلی لازم است.

نظر دوستان به مشاهدات خود از روند فروش مودم‌های وایمکس در جشنواره ایرانسل جلب می‌کنم، شما خود قضاوت کنید!

1-      نقشه‌ای کاغذی از شهر شیراز در قطع A4 روی دیوار نصب شده بود که برای تشخیص حدود و مرز تحت پوشش وایمکس در شیراز به میکروسکوپی اتمی نیاز دارید!

2-     برای ثبت‌نام لازم بود از دستگاه نوبت‌دهی، نوبت گرفته و در صف انتظاری که 85 نفر جلوتر از من بودند، نشست. یعنی چیزی حدود 3 ساعت؛ این در حالیست که تعداد اپراتورهای ایرانسل به همان تعداد روزهای غیر جشنواره بود و هر ثبت‌نام حدود 20 دقیقه زمان می‌برد.

3-     در ادامه لازم بود که کارت ملی به همراه قبض برق و گاز محل سکونت خود را ارائه کنید! در این بین اپراتور به روال بروکراسی‌های اداری در ایران، یک کپی ـ هیچ خبری از اسکنر و وسائل کپی برداری دیجیتال نیست ـ از کارت ملی متقاضی می‌گیرد و از مشتری می‌خواهد که آن را پشت نویسی کند.

4-     داشتن ایمیل و شماره تلفن همراه و ثابت الزامی است. در غیر اینصورت ثبت نام نمی‎شوید!

5-     هر چند لیست مبسوطی از قیمت سرعت‌ و حجم دانلود متفاوت برای دوره‌های زمانی یک ماهه و شش ماهه بر روی دیوار نصب شده،‌ اما طبق قانون سازمان مقررات رادیویی، شما فقط می‌توانید سرعت 128 انتخاب کنید و برای استفاده از سرعت‌های بیشتر لازم است معرفی نامه مشخص ... ارائه کنید.

6-     برای اثبات حقانیت کدپستی خود باید قبض گاز یا برق محل استفاده وایمکس را ارائه کنید در غیر این‌صورت کارت ملی و کدپستی که در ظهر آن درج شده، هیچ اعتباری ندارد. در حالی که وایمکس و یا مودم‏های usb  سیار و غیر ثابت هستند و در هر مکانی در صورت وجود پوشش شبکه می‏توان از آن استفاده کرد.

7-     نوبت پرداخت هزینه که می‌رسد، اپراتور پیامکی برای شما ارسال می‌کند، هرچند امکان پرداخت اینترنتی هم وجود دارد اما بهترین راه پرداخت نقدی به اپراتور است و البته هیچ دستگاه خودپردازی وجود ندارد که شما بتوانید با استفاده از کارت بانکی هزینه مربوط را بپردازید. اگرچه دستگاه عابر بانکی در گوشه‌ای از سالن نصب شده که متقاضی می‌تواند از کارت خود پول نقد برداشت کرده و به اپراتور بپردازد.

اگر بخواهید هزینه را بر اساس پیامک ارسالی با کارت‏های شتاب و اینترنتی پرداخت کنید که البته به دلیل قطعی ارتباط بین بانک‌‌ها معمولا باید کارت چند بانک را به همراه داشته باشید تا پیام «تراکنش با موفقیت انجام شد» را دریافت کنید.

اما شاید مطمئن‏ترین پرداخت از طریق بانک باشد و دوباره صف بانک و پرکردن فیش و کاغذ بازی بانک‏ها و صندوق‏داری که معمولا خسته از کار است!

8-     در پایان اپراتور ایرانسل به شما اظهار می‏کند: «چون منطقه شما در نقشه، زرد رنگ است، امکان پوشش خوب شبکه وایمکس 50 – 50 است و کارشناس باید برای نصب مودم مراجعه کند، بنابراین نمی‏توانیم مودم را به شما تحویل دهیم اما user  و password  به موبایل و ایمیل شما ارسال می‏شود و چند روز باید منتظر مراجعه کارشناس بمانید»

9-     پایان کار شما هستید و یک روز کامل از دست رفته برای خرید یک مودم وایمکس ایرانسل

حکایت قیر و قیف از آن جهت همچنان باقیست که بزرگترین شرکت فناوری اطلاعات در ایران برای فروش یک مودم ساعت‏ها مشریان خود را در صف نگه می‏دارد و هنوز کپی کاغذی از کارت ملی شما می‎گیرد و هنوز پرداخت پول به شکل دستی انجام می‎شود.

در دنیایی که فناوری اطلاعات حاکم است و همه در تلاشند که حضور مشتری را به حداقل برسانند، اما وجود برخی نگرش‌ها و رفتار سنتی بروکرات‌گرا، آن هم در یکی از بزرگترین شرکت‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران، اثبات می‌کرد که حکایت قیر وقیف همچنان در کشور ما زنده است.

*** حکایت دوم:

در حالی که روز به روز سیستم‏های پیشرفته ارتباطی در زندگی مردم نفوذ می‏کند و اقشار مختلف دسترسی آسان‏تری به فضای دیجیتال پیدا می‏کنند، اما بیمه تامین اجتماعی بزرگترین و پولدارترین سازمان نیمه دولتی ایران، درگیر بروکراسی اداری از نوع عقب مانده است.

برای پرداخت حق بیمه ماهیانه خود باید مراحل ذیل را طی کنید:

1-     با استفاده از نرم افزار تامین، سی دی لیست بیمه کارکنان از یک نفر تا یک میلیون نفر را باید تنظیم و رایت کنید.

این نرم افزار را هم می‎توان از سایت تامین اجتماعی دانلود کرد و هم در کافی‏نت‏ها وجود دارد که می‏توان با مراجعه به کافی نت و ارائه کد کارگاه و کارگر، سی دی مورد نظر را تهیه کرد.

اگر در سی دی اشتباهی وجود داشته باشد، امکان اصلاح وجود ندارد و باید مجددا سی دی تهیه کنید.

نرم افزار یاد شده هیچ گونه اطلاعاتی در مورد قانون تامین اجتماعی به شما ارائه نمی‏کند.

2-     به کارشناس بیمه در شعبه نزدیک محل کارتان مراجعه کنید و سی دی را تحویل دهید و فیش کاغذی میزان حق بیمه تحویل بگیرد.

3-     به بانک‏ مراجعه کرده و حق بیمه خود را پرداخت کنید! هیچ گونه امکان پرداخت الکترونیکی وجود ندارد.

4-     فیش پرداخت شده را با مراجعه مجدد به شعبه، به کارشناس بیمه تامین اجتماعی تحویل دهید.

این حلقه از رفتار بروکراتیک هر ماه ادامه دارد و سازمان بیمه هر ماه شاهد مراجعه جمع کثیری از بیمه شدگان است. تنها کافیست یک ماه حق بیمه خود را پرداخت نکنید در این صورت کارفرما مشمول جریمه سنگین قیمتی خواهید شد.

سازمان تامین اجتماعی به عنوان ثروتمندترین سازمان کشور در چنین شرایطی قرار دارد و همه ماهه خیلی از شهروندان برای پرداخت حق بیمه خود، زمان زیادی از وقت خود را در صف اداره بیمه و بانک بگذرانند. این در حالیست که اگر نیازی به دریافت حق درمانی از سازمان تامین اجتماعی باشید، باید دنیایی از کاغذ بازی را دنبال کنید.

*** حکایت سوم:

چند سالی است که دولت کریمه، مبلغی را به عنوان یارنه به حساب شهروندان واریز می‏کند. شاید هجدهم هر ماه صف‎های طولانی را مقابل دستگاه‎های عابربانک مشاهده کرده باشید!

مردمی که یارانه خود را همه ماهه از دستگاه عابر بانک دریافت می‏کنند، غافل از اینکه با همین کارت بانکی عضو شتاب از یک ریال تا میلیون‏ها تومان می‏توان در فروشگاه‏های مختلف پرداخت کرد.

هر روز در محل کارم شاهد مردمی هستم که مبالغ زیادی پول نقد را با خود حمل می‏کنند که کالایی بخرند و البته کسی نیست به این شهروندان یاد دهد که دنیای پول کاغذی رو به پایان است.

یارانه‏ها اما بزرگترین جابجایی پول در کشور است که همچنان از دایره فناور‏ی‎های نوین به درو مانده است!

*** حکایت چهارم:

تا حالا راننده‎های تاکسی و مسافران پرخاشگری را دیده‏اید که بر سر پول خرد با هم در حال نزاع هستند!

تاکسی آخرین خاک ریزی است که تاکنون هیچ بویی از فناوری اطلاعات نبرده و شهروندان مجبورند همه روزه حجم زیادی پول نسبتا خرد به همراه داشته باشند تا البته راننده تاکسی خسته، پرخاشگری نکند. چند سالی هست که اتوبوس‏های خط واحد به سیستم پرداخت الکترونیک متصل هستند. تجربه‏ای که ظاهرا چندان مطلوب رانندگان تاکسی به عنوان بزرگترین شبکه حمل و نقل مسافر نیست.

 

*** آخر حکایت قیر و قیف در ایران:

ایران تکنولوژیک و پیشرفته برای چه کسانی دردسرساز است؟

[ جمعه سی و یکم شهریور 1391 ] [ 0:0 قبل از ظهر ] [ سیمرغ ]
درباره وبلاگ

گرچه از خاکیم و خاک زیر انداز ماست//آسمان کوچکترین بازیچه پرواز ماست
امکانات وب