دین و رویکردهای دینداران - مباحثه ای مجازی

چندشب قبل و به دنبال افزایش انتقادها علیه موزیک منتشر شده از شاهین نجفی خواننده رپ غرب نشین در مورد امام هادی(ع)، دوست اندیشمندم "مسعود رهبری" در صفحه فیس بوک مطلبی را به شرح زیر منتشر کرده بود که همین باعث بروز مناظره‏ای در فضای مجازی بین حقیر و آقای "اسماعیل جلیلوند" شد و به نظرم رسید این مناظره و مباحثه که به دفاع حقیر از دین و انتقاد آقای جلیلوند  از رویکردهای دینی در طول تاریخ منجر شد، را در وبلاگم منتشر کنم.

مسعود رهبری در صفحه خود نوشته بود: "اگر در گوشه و کنار، جریان سازمان‌یافته‌ای هم برای توهین به مقدسات شیعه وجود داشته باشد، هیاهو کردن و تیغ و دشنه کشیدنْ عوامانه‌ترین و بی‌تأثیرترین واکنشی است که می‌توان در برابر آن نشان داد. بهترین کارْ معرفی بهتر، مستندتر و گسترده‌تر سیره و سیمای اهل بیت (ع) و به ویژه‌ی ائمه‌ی متأخر شیعه است."

آقای جلیلوند در پاسخ به آقای رهبری نوشته بود: "اگر کسی برای من مقدسه لااقل باید ازش چند جمله بدونم، بدونم چی گفته و چکار کرده؟ تشیع اگر خواهان معرفی ه دیگران بیرون از خودشه یا حتی توجیه کردن خودش برای نسل های در حال رویگردانی از دین باید روشن کن تفاوتش با سلطنت های موروثی چیه و چه نکته ی خاصی رو به بشر جز اسامی و نام ها ارائه می ده؟ چطور می خواد خودش رو با جریان مدرنیسم سیاسی و مکاتب عقل گرای بشری توجیه کنه؟ قطعا روالی که در پیش گرفته شده چهره ای ضد عقلانی، دروغ پرداز و ضد انسانی از تشیع اراده می ده، شیعیان حق دارند سنی هایی که نود درصد جمعیت مسلمانان رو تشکیل میدن حرامزاده خطاب کنن، حق دارن ضمن برپایی آیین های مذهبی حریم خصوصی دیگران رو نقض کنن، حق دارن در مورد پوشش دیگران خشونت به خرج بدن، حق دارن سنگسار کنن، حق دارن قوانین ضد زن و ضد عقل رو مصوب و قانونی کنن، حق دارن همه ی مردم جهان رو از بی دین ودین دار احمق و نفهم بدونن، اما اگر کسی پیدا بشه و یکی از فحش هاییی که می دن رو بهشون برگردونه که البته اگر صرفا قصد توهین داشته باشه کاره درستی نیست، بلوا به پا کنن و آدمکش اجیر کنن که طرفو از بین ببره، اونوقت می خوان به همین زبون با نسل هایی که دچار شک در انتخاب بنیادهای فکری خودشون هستن هم صحبت کنن و نتایج مثبت بگیرن؟ من فکر می کنم راه به خطا داره می ره این جریان شیعه و در نهایت باید به جای زندگی مسالمت آمیز به جنگیدن با فرزندان خودش متوسل بشه، همیشه تعداد شما بیشتر نخواهد بود!"

و من نیز نوشتم: "من به شدت موافقم اما توهین کردن با ازاد اندیشی فرق میکنه! اقایون توهین میکنن به اسم ازادی اندیشه"

 جلیلوند: آقای نظری اگر عقاید شما سر راه زندگی دیگران قرار نگیره اونوقت حق دارید از توهینی که بهشون میشه عصبانی باشید، دین حکومتی و تحمیلی داره با بخشی از جوانان ایران و آیندشون و نیازهاشون می جنگه، سخن من حتی در مورد غائله ی اخیر نیست، در آینده اگر حکومتی نباشه که با ابزار نظامی از ارزش های مذهبی دفاع کنه چه چیز از این اعتقادات در برابر نسل های جدید دفاع خواهد کرد؟ نهضت اصلاح مذهبی در ایران به شکل اروپا نخواهد بود.

نظری: جناب جلیل وند! بلاخره دین و حکومت یه روز باید مشکلوشون رو با هم حل کنن! دین میگه حکومت ها مانع رشد من هستند و حکومت هم یا دین رو برای توسعه طلبی می خواهند یا دین رو مانع خودشون می دانند. بلاخره مردم فطرتا دین طلب هستند. همین چند شب قبل مستندی دیدم که مردم در گوشه ای از امریکا دست کش فر رو می پرستیدند. یعنی اینکه نمیشه مردم رو از فطرت دینداری جدا کرد ولو انکه دستکش بپرستند. بنابراین حساب دین را باید از حکومتها جدا کرد. شیعه معتقد تا ظهور انجام نشه این مشکل حل نخواهد شد. متاسفانه این روزها تا بخواهی از ارمان دینی حرف بزنی فوری یه چماق در میارن که مثلا از دین حکومت سلطنتی ساختید و از این جور حرفها! این بهانه خوبی برای دفاع از ازادی نیست که دین مردم را سرکوب کنیم که میخواهیم مدافع حریم ازادی باشیم.

 جلیلوند: حق با شماست آقای نظری، اما دینی که به عنوان اعتقاد شخصی افراد پذیرفته شده باشه و اصل مدرن حاکمیت مطلق هر فرد بر بدن و افکار خودشو بپذیره نه مثل بنیادگرایی اسلامی(چه شیعی و چه سنی) و یهودی یا مسیحی جنگ مصیبت برپا کنه و عقده گشاییی کنه، آقای ایکس به فلان امام چکار داره؟ چرا باید بهش توهین کنه؟ معلومه چون فلان امام یا طرفدارانش به آقای ایکس به هر دلیل توهین کردن، شما فرض کنید این امام اسمش شایان باشه و یک میلیارد نفر هم پیروش باشن، دین ایشون باید احترام خودشو حفظ کنه، اونوقت اگر یه آدم مریضی که هیچ آسیبی هم از این عقیده ندیده بیاد و به این دین توهین کنه هوادارانش باید عصبانی بشن و بعدش هم جواب فحش و توهین رو با چاقو و خنجر دادن اوج عقب افتادگی و توحشه، این رفتار انسان های پیشا مدرنه که بر اساس زور بازو قدرت شمشیر زندگی می کردن و نه بر اساس عقل

 نظری: نکته دیگه اینکه دین اگر اصالت داشته باشد قائل به حکومتها نیست و نیازی به ابزار نظامی نداره. 1400 سال از عمر شیعه میگذرد و جز در دو دوره صفویه و انقلاب اسلامی هیچ حکومتی به این شکل از شیعه دفاع نکرد. و مخالفان هم از هیچ تلاشی برای نابودی شیعه دریغ نکردند. دین واقعی اول با حمایت پروردگار و دوم با کارکرد مردم عامی و دانشمندانش رشد پیدا می کنه! بسیاری از علما شیعه مثل ابن سینا مثل ملاصدرا و شیخ اشراق از حکومتها فراری بودن . بنابراین حسابی برای حکومت ها در رشد یا نابودی دین اصیل باز نکنید. اگر اعتقاد به حقانیت دین دارید.

این اقتدارگرایی به اصطلاح دینی امروز در همه جای دنیا هست. هنوز کاتولیک ها و پروتستانها در دنیای مدرن دموکراسی در قلب انگلیس با هم دعوا دارن. هنوز یهود خودشو قوم برتر می دونه و حاضر همه جوری خرج کنه که این رو به دنیا تحمیل کنه. هنوز بوش و اوباما خودشون را به کلیسا می چسبون. و امروز اون نهضت اصلاح مذهبی اروپا تقریبا موضوعیت خود را بد از چند 100 سال از دست داد و دنیای مدرن به شدت به دنیای رقابت دینی تبدیل شده. پس نمیشه دین رو شخصی سازی کرد. دین چه بخواهیم و چه نخواهیم به دلیل ارتباط فطری که با عام مردم داره یه موضوع اجتماعی و سیاسی است که شخصی سازی در ان مفهوم پیدا نمی کنه

  جلیلوند: آقای نظری بدون دین هم می شه انسان بودو شرافت داشت و جاهل هم نبود و به علم و عقیده ی دیگران هم احترام گذاشت و برای دیگران مفید بود. من به شخصه آزاری که از دین دیدم رو از هیچ چیز ندیدم و البته منظورم فقط اسلام شیعی نیست که اونم هست، حدود سه ماهه که ناخواسته ایرانو ترک کردم و با مقایسه ی یه کشور نسبتا عقب افتاده ی همسایه واقعا احساس بدبختی می کنم از اینکه می بینم آستانه ی تحریک پذیری و خشونت ورزی اجتماعی در ایران چقدر پایینه و چقدر امنیت معیارهای حداقلی و متزلزلی داره. من در ایران متولد شدم، شناسنامه ی ایرانی دارم، از آمریکا و اسرائیل هم خوشم نمی آد، برای بی دین بودن از کسی هم فعلا حقوق نمی گیرم، با این حال بی دینم و با اطمینان می گم که بی دینم و هرگز فراموش نمی کنم که چه فرصت هایی در زندگی دینی برای رشد استعداد و علایقم نابود شد و نادیده گرفته شد تا فرزند صالحی باشم در ظاهر و در باطن کشتن و آزار رسوندنو یاد بگیرم و دروغ گفتنو و جنگ راه انداختنو، نسل من از دین و حکومت دینی آسیب دیده و نمی تونه اینو فراموش کنه، ما با ترس بزرگ شدیم اما نسل های بعد از ما با نفرت بزرگ می شن و من از همین مساله و تبعاتش برای مردمم می ترسم.

 نظری: این موضوع که بی دین هم میشه انسان بود. یکی از مهمترین شعارهای شیعه است که اتفاقا در دنیا هم طرفداران زیادی داشته و داره اون وقتی که امام حسین گفت: "اگر دین ندارید لااقل ازاده باشید"

اما داره خلط موضوع می شه. اینکه یه حکومتی ادعای پاسداری از دین میکنه به معنای اصل دین نیست. بلاخره همه حکومتها اشتباه می کنند. شکی هم در این نیست. من شما رو توصیه به دین داری نمی کنم کمااینکه به قول امام حسین ازادگی ربطی به دینداری نداره اما خواهش میکنم نامه امام علی به مالک اشتر به عنوان منشور حکومتداری شیعه و نامه امام علی به امام حسن به عنوان منشور اجتماعی شیعه را مطالعه کنید. حتما قضاوت شما در مورد شیعه و رفتاری که برخی به اسم شیعه به خورد مردم می دن عوض خواهد شد. این دلیل نمیشه که هرکس هر عقده ای از حکومت داره سر شیعه خالی کنه؟

 جلیلوند: پس چرا شیعیان سنی ها رو به خاطر رعایت نکردن یک غسل در مراسم حج از سوی سنی ها حرامزاده خطاب می کنن؟ منظورم همه ی معتقدان به تشیع نیست، من می گم اگر همه در یک موضع هم صدا باشن و یکی از این جمع کار خطایی انجام بده به پای همه نوشته می شه، دین در زمین نیاز و ترس رشد می کنه، نیاز به ابدیت و جاودانگی و ترس از مرگ، اما در همین حد برای پیروانش باقی نمی مونه، شاخ و برگ تاریخ کخ پیدا کنه به خودش حق می ده خودش رو تنها دانای تاریخ بدونه و تعدد این افکار در کنار هم یعنب جنگ، در اصول اساسی اخلاقی که بین ادیان تفاوت چندانی نیست، همگی نجات دهنده ای در راه دارند که قراره به رغم همه ی مصیبت هایی که بیهوده بر بشر میره هر زمانی که مشیت الهی مقدر شد ظهور کنن، در تمام ادیان کهن ابراهیمی جرم ارتداد مرگه، و آزاد اندیشی در حیطه ی مرزهای دین مورد پذیرشه، به نظر من تفاوت اساسی ادیان در مسائل نژادی و اقتصادی و تاریخیه، ادیان دارای یک محتوا هستن و در چهره های متفاوت و تاریخ هیچ دینی هم عاری از ستم گری و تحجر نیست، بر مبنای کتب مورد قبول خود شما می تونم سند بیارم از آزارهای غیر اخلاقی که تمام ادیان به مخالفان خودشون تحمیل کردن و دست هیچ کدومشون هم در این جنایت ها پاک نیست. در مورد کامنت آخر هم که گذاشتید منظور من همون دین حکومتیه که دین اجتماعی رو غیر منعطف و متحجر می کنه و به ابزاری علیه دین بدل می شه، جدای از اینکه دین خودش علیه مفاهیم بنیادینش عمل کرده و می کنه.

نظری: این جور دعواها در بی دین ها هم هست و در بسیاری موتقع بدتر از اون. اینها موضوعاتی است که به فطرت انسان بر میگرده که از دین سواستفاده می کنه نه اینکه دین انسان را به قتل و خشونت وا می داره! انسانها دنبال بهانه ای برای ظلم و جورند و در بسیاری موارد دین بهانه ای است برای ظلم کردن. باید این موضوع را در سرشت انسان منفعت طلب جستجو کرد نه در دین

امروز هم بسیاری از علما شیعه با حکومت ایران مرزبندی جدی دارن و این به معنای تفاوت در دین نیست بلکه برداشت انسان فرصت طلب سودجو از دین و تعبیر و تاویل و تفسیر انها از دین است

مطالعه ای روی اندیشه افرادی مثل دکتر سروش دقیقا ما را به این موضوع میکشونه. کسی که از دل حکومت دینی بلند شد و بعد هم به صف مخالفان حکومت دینی پیوست اما پیوندش رو با دین قطع نکرد

 جلیلوند: این علمای شیعه با توجیه اوجب واجبات بودن حفظ حکومت دینی از خیلی از رفتارهای ضد انسانی حکومت دفاع کردن، شما چند نفر از علمای آزاد اندیش مثل صانعی یا منتظری یا بیات رو نمی تونید به کل این جریان نسبت بدید، مجتهدین شیعه دارن از مواهب حکومت دینی شیعی استفاده و البته سوء استفاده می کنن، ادیان هم در تحمیق پیروان خودشون مقصرن، فاشیسم هم دینه، سرمایه داری متهاجم هم یک جور دینه، در تمام این موارد انسان و انسانیت به مساله ی درجه ی چندم بدا می شه، میلیون ها نفر از جنگ و سرکوب و ستم می کیرن و آسیب می بینن، اما ادیان نو کهنه در پی اثبات خودشون به عنوان جامع ترین و بهترین به بشریت هستن، اینو نمی شه انکار کرد. اگر پیامبران امروز زنده نیستن ولی ادیان بواسطه ی پیروانشون زنده هستن و همین رفتارها یعنی دین، دین کتاب در قفسه ی کتابخونه برای من نیست، دین چیزیه که باهاش مواجه می شم در جامعه و زندگی اجتماعیم و نتیجش ناهنجاری، ترس و فلاکته.

 نظری: بازهم موضوع انسانهاست نه دین. دین بهانه است برای اونها چه شیعه چه سرمایه داری! بلاخره انسان دانا و فارغ از تعصب قدرت مطالعه و تصمیم گیری داره که حق رو از بازطل ببشناسه.

 پایان بخش این مباحثه نظری بود که مسعود رهبری نوشت: بحث خوبی بود. از هردو دوست عزیز متشکرم. امیدوارم روزی فرا برسد که دین موجود در متون درجه‌ی 1 دینی (به قول ملکیان، دین 1) منطبق بر همانی باشد که پیروان و داعیه‌داران به نام دین انجام می‌دهند (باز به تعبیر ملکیان، دین 3).

واکاوی روحانیت شیعه شیراز در 150 سال اخیر

 

واکاوی روحانیت شیعه شیراز در 150 سال اخیر

سعید نظری.........................................................................

تاریخ روحانیت شیعه در شیراز دارای فراز و نشیب های زیادی است. از روحانیت پیشرو و روشنفکری چون میرزای شیرازی گرفته تا برخی روحانی نماهای منفعت طلب و روحانیونی انزوا گزین و متحجر. که البته هر کدام هم به نوبت خود توانسته اند در ساختار سیاسی و اجتماعی شیراز ، ایران و حتی منطقه ای فراتر مثل عراق و بحرین و مصر و جهان اسلام منشا تاثیر باشند.

در این میان بررسی ابعاد مختلف کارکردهای مختلف روحانیت شیعه در شیراز و تاثیر آن در مناطق مختلف چندان بر مبنای چارچوب های علمی صورت نگرفته و در برخی از موارد متاثر از برخی فشارهای خارجی و داخلی دچار بزرگ نمایی و کوچک سازی از تصویر واقعی روحانیت شیعه شیراز شده است.

برای تحقیق و ارائه تصویری دقیق و منصفانه از عملکرد روحانیت شیعه شیراز نیازمند توجه به چند نکته جدی هستیم:

دیدار طلاب شیرازی با آیت الله مکارم - مسجد جامه شهدا1389

1-      متاسفانه تاکنون منبع دقیق و مستقلی از رویکردهای روحانیت شیعه شیراز پیدا نکردم. انچه که وجود دارد گوشه هایی از تاریخ نگاری مثل تاریخ مشروطه و یا مبارزه با جشن 2500 ساله است که می توان نکاتی در مورد تلگراف های و اعتصاب های روحانیت شیراز را دید.

حتی در مورد میرزای شیرازی اول هم مطالب دقیقی وجود ندارد. مثل مباحثی چون اختلاف ایشان با روحانیت کربلا و نجف، علت مهاجرت به سامرا و راه اندازی حوزه علمیه سامرا و یا تحریم شکر. هیچ جا اشاره ای در مورد حکم تحریم شکر توسط میرزای شیرازی لااقل در منابع فارسی مشاهده نمی کنید در حالی که وسعت و گستره تاثیرگذاری این حکم در جهان اسلام و حتی در کشورهایی چون ترکیه و سوریه و مصر و اردن و ... بیش از تحریم تنباکو در ایران است.

2-      تحقیق در مورد برخی وقایع دهه 50 و تاثیر روحانیت شیعه شیراز در پیروزی انقلاب اسلامی به دلیل برخی از تندروی های بعد از پیروزی انقلاب همچنان مبهم مانده است. مسائلی چون نامه حمایت آمیز ایت الله العظمی بهاالدین محلاتی شیرازی از مرجعیت امام خمینی در سال 42 که بر اساس آن و طبق قانون اساسی، رژیم پهلوی امکان تعرض یا اعدام مرجعیت شیعه را نداشت و نهایتا به تبعید امام خمینی منجر شد.

در همین دوره تاریخی نقش روحانیت شیعه شیراز در مبارزه با جشن 2500 ساله و جشن هنر شیراز نیز در ابعاد مختلف فرهنگی، سیاسی و اجتماعی قابل بررسی است که البته در این زمینه هم دست و پا شکسته مواردی در نشریات منتشر میشود.

3-      مبارزه با بهائیت و دیگر فرق نوپا و گسترش آن در استان فارس قبل از انقلاب اسلامی، مبارزه با زمینه های کشف حجاب از زمان رضاشاه تا پیروزی انقلاب اسلامی، نوع تعامل با پیروان 3 دین ارمنی، یهودی و زرتشتی که در شیراز و استان فارس پایگاه داشته و دارند، همراهی با جریان انقلابیون تحت رهبری امام خمینی، نقش تشکل های سیاسی و مذهبی مثل حزب برادران و یا گروه هیئات مذهبی شیراز که توسط آیت الله نورالدین شیرازی راه اندازی شد و یا جامعه روحانیت مبارز شیراز، میزان تاثیر گذاری برنامه های مذهبی و اجتماعی که روحانیت شیعه مشخصا انها را رهبری و هدایت می کرده و می کند مثل ایام عاشورا، ماه مبارک رمضان و یا مواردی چون نمازجمعه و واجباتی که معمولا مردم به انها توجه ویژه داشته و دارند مثل حج، کفن و دفن و ازدواج و ... همگی نیازمند بررسی در ابعاد مختلف است.

4-      عملکرد حوزه های علمیه شیراز در زمینه تربیت روحانی و طلبه در 150 سال گذشته نیز از مواردی است که باید مورد مداقه قرار گیرد. موضوعی که اصلا به ان پرداخته نشده و تقریبا مغفول مانده است. شاید بد نباشد اشاره کنم که حوزه های علمیه شیراز بر خلاف روحانیت شیراز نتوانسته تاثیر جدی در 150 سال گذشته بر تقویت نهاد روحانیت و تربیت روحانی داشته باشد و اکثر روحانیون تاثیرگذار دانش آموخته حوزه های نجف و قم بوده و از مکتب هایی غیر از مکتب شیراز تاثیر پذیرفته اند. و به نظرم اصولا در این دوره زمانی مکتبی به عنوان مکتب شیراز را نمی توان پیدا کرد که بتوان در مورد آن شاخص ارائه کرد.

5-      نقش روحانیت شیراز پس از پیروزی انقلاب اسلامی در 5 دوره، ایام پیروزی انقلاب تا پایان سال 60 ، از ابتدای دهه  60 تا ارتحال امام راحل، از زمان انتخاب ایت الله خامنه ای به سمت رهبری تا پایان دوره ریاست جمهوری اقای هاشمی رفسنجانی، دوره اصلاحات و پس از آن قابل بررسی است.

قاعدتا این تقسیم بندی بر اساس اتفاقات این 30 و چند سال و نگاه کوتاه به حوادث شیراز و استان فارس صورت گرفته و می تواند راهگشای محققان عزیز باشد.

6-      نکته دیگر اینکه مناسبات روحانیت با گروه های اجتماعی تاثیرگذار مثل بازاریان، دانشگاهیان، نیروهای مسلح، نمایندگان کشورهای خارجی، مناسبات روحانیت شیراز با عشایر و طایفه های مختلف و نیز تاثیر روحانیت شیراز بر کشورهای حوزه منطقه خلیج فارس مثل عمان و بحرین و کویت هم از جمله مسائل قابل بحث و بررسی است.

در پایان لازم میدانم قید کنم که روزی یکی از دوستان پیشنهاد داد تاریخ روحانیت شیراز در 50 سال اخیر را مورد بررسی علمی قرار دهیم و بنده تا حدودی پیش زمینه کار را آغاز کردم اما متاسفانه شرایطی پیش آمد که از ادامه راه بازماندم. امید وارم روزی پروردگار توفیق دهد کارم را در این زمینه دنبال کنم. انشالله

اقتصاد ایران و فرصتی به نام نفت و گاز

 
سعید نظری..............................................
نفت و گاز و ديگر منابع طبيعي خدادادي از مزيت‌هاي مهم براي اقتصاد هر كشوري از جمله ايران اسلامي است. اقتصاد ايران 100 سالي است كه با نفت و گاز گره خورده و اين مزيت مهم در شرايط سخت توانسته اقتصاد نه چندان قوي ايران را به سلامت عبور دهد.
هرچند كه سلطه گران و قدرت‌هاي برتر اقتصاد در ساليان دراز تلاش كردند نرخ و قيمت نفت خام و تكنولوژي پالايش و پتروشيمي را در انحصار خود بگيرند تا از اين ميان سهم خود را در سلطه گري حفظ كنند اما در چند سال اخير به همت متخصصان ایرانی در حوزه صنايع گاز و نفت، شاهد رشته بالنده‌اي در زمينه خودكفايي و ايجاد ارزش افزوده و جلوگيري از خام فروشي نفت و گاز هستیم.
براساس آمار موجود بيش از 80 درصد از درآمدهاي كشور از فروش نفت و گاز تأمين مي‌شود اما متأسفانه اين خام فروشي نمي‌تواند كشور را به اهداف اقتصادي چشم انداز 20 ساله توسعه نزديك كند.
چشم انداز 20 ساله كشور كه مبتني بر اقتصاد بدون نفت تدوين و توسط مقام معظم رهبري ابلاغ شده است، دستگاه‌هاي اجرايي و اقتصادي كشور را ملزم مي‌كند كه راهكارهاي عملياتي براي ايجاد ارزش افزوده از طريق توسعه صنايع پائين دستي نفت و گاز و توليد محصولات فرآوري شده دنبال كنند.
ايران به عنوان دومين دارنده ذخاير گازي در دنيا به منظور دستيابي به ارزش افزوده و توليد محصولات فرآوري شده از دهه 70 سياست توسعه صنايع پتروشيمي را در نقاط مختلف كشور و به‌ويژه دو منطقه ويژه اقتصادي ماهشهر و پارس جنوبي در دستور كار قرار داده است.
اين سياست كه توسط 3 دولت آقايان هاشمي رفسنجاني، خاتمي و احمدي نژاد به صورت جدي دنبال شده مي‌تواند راهگشاي آينده اقتصادي ايران اسلامي باشد. هرچند غرب تلاش مي‌كند با تحريم‌هاي فني و اقتصادي، مانع از دستيابي ايران اسلامي به سياست‌هاي مشخص اقتصادي به خصوص در حوزه نفت و گاز شود و تقريباً راه جذب هرگونه سرمايه گذاري خارجي در اين حوزه را بر روي ايران بسته است اما تلاش و پشتكار جوانان متخصص ايران و دستيابي به تكنولوژي‌هاي منحصر بفرد به خصوص در صنعت گاز و پتروشيمي توانسته تحريم‌هاي تكنولوژيک را بشكند و همچنان كشور ما را در صدر كشورهاي تأثير گذار در اين حوزه نگه‌دارد.
توجه و تأكيد مقام معظم رهبري به حوزه اقتصاد در چند سال اخير و نام گذاري سال‌ها به عنوان جهاد اقتصادي، توليد ملي و حمايت از سرمايه‌گذاري داخلي، بيانگر اهميتي است كه سياستگذاران و مجريان كشور بايد نسبت به اين موضوع داشته باشند به خصوص در صنايع نفت و گاز و پتروشيمي كه كشور از مزيت‌هاي نسبي و خوب منابع خدادادي و نيروي متخصص برخوردار است.
سياستگذاران و مجريان كشور در سال توليد ملي و حمايت از سرمايه گذاري داخلي بايد راهكارهايي متناسب براي توانمند سازی بخش‌هاي خصوصي و تعاوني در بخش توليد را دنبال كنند و با به كارگيري شيوه‌هايي چون جذب سرمايه‌هاي مردمي از طريق فروش اوراق مشاركت، توسعه بازار سرمايه و بورس، حمايت تسهيلاتي ارزان قيمت از بخش‌هاي خصوصي و تعاوني در حوزه نفت و گاز اولاً زمينه شكوفائي خلاقيت جوانان متخصص و ايراني را فراهم كنند تا كمر تحريم‌هاي فني و تكنولوژيك بشكند، ثانياً زمينه توسعه فعاليت‌هاي اقتصادي اشتغال‌زائي مبتني بر توليد ملي را فراهم كنند. ثالثا با ايجاد ارزش افزوده در حوزه نفت و گاز به تقسيم ثروت در جامعه و رشد اقتصادي كمك كنند.
عمده كارشناسان اقتصادي بر اين باورند كه رسيدن به رشد اقتصادي بيش از 8 درصد و فرار از برخي ركودهاي اقتصادي به‌خصوص در حوزه اشتغال و ايجاد ثروت عمومي نيازمند توجه خاص و ويژه به سرمايه گذاري در این حوزه است ضمن اینکه ايجاد ارزش افزوده، مزيت‌هاي رقابتي قابل توجهي را در بازارهاي جهاني براي ايران اسلامي ايجاد خواهد کرد.
جوانان متخصص و نخبه ايران در زمينه‌هاي مختلف از جمله در حوزه نفت و گاز نشان داده‌اند كه عبور از تحريم ‌هاي فني و تكنولوژيك به سادگي امكان پذير است اما اين موضوع در گرو حمايت از توليد ملي و سرمايه‌گذاري در بخش‌هايي مختلف اقتصادي است.